تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
شخصي كه متوجه شود ، موقوف است بر معرفت اشخاص آن حدود . وهيچ يك از اين دو تا از براي حقير موجود نيست . لكن مضايقه نداريم در اين معنى كه هر گاه متولى شرعي نباشد ، عدول مؤمنين متوجه شده به تصديق امناى أهل خبره آنچه مصلحت دانند چنان كنند . والله الولي .
48 : سؤال : در صورتي كه مدرسه مذكوره به وضع مذكور ساخته شود بعضي از أخشاب وأحجار آن اگر بلا مصرف باشد ، متولى يا غير آن مىتوانند فروخت وقيمت آن را خرج تعمير مذكور نمايند يا نه ؟ - ؟ . جواب : بلى ظاهر اين است كه أخشاب وأدوات كه خود آنها مصرفى ندارند از براي مدرسه ، ثمن آنها را به مصرف تعمير برسانند .
49 : سؤال : شخصي ملكي را وقف كرده است بر أولاد وبرادر وبرادرزاده هاى خود وبعضي مصارف ديگر ، مثل آنكه رد مظالم واداى زكات واستيجار حجة الاسلام از منافع آن نيز به عمل آورند . به اين نحو كه محصول آن ملك را ( بعد از اخراجات ديواني ) يك سال به رد مظالم . ودو سال يا سه سال در عوض زكات بدهند . وهمچنين از منافع سه سال يا چهار سال آن ، استيجار حجة الاسلام از براي واقف بكنند . ودر ضمن عقد وقف هم چنين شرط شده كه هر گاه أولادي از براي واقف ، من بعد به هم رسد با موقوف عليهم شريك باشد . آيا وقف مزبور على النهج المسطور ، صحيح است يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر گاه شخصي بالغ وعاقل خواهد ملكي وقف كند در حال حيات بر هر مصرف برى ، مىتواند كرد . خواه منتفع شونده أقارب باشند يا أجانب ، يا غير آن . بلى در اينجا دو اشكال است : يكى آنكه اداى زكات ورد مظالم وحجة الاسلام ، از جملهء ديوني است كه متعلق است به واقف ، ودر وقف شرط است ( اخراج از نفس واقف ) واداى ديون واقف داخل انتفاع خود واقف است به اين عين موقوفه . پس بنابر اين ، ( اين ) وقف صحيح نخواهد بود . هر چند وقف بر أولاد وبرادر وبرادرزاده باشد . واين داخل شرط ضمن العقد نيست . واشكال دوم شرط دخول أولادي كه بعد به هم رسد در استحقاق در وقف است . وظاهر اين است كه با وجود ( شرط در ضمن العقد ) اشكالى در صحت آن نباشد .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 112 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي