به عين ، بفروشند وبه مصرف موقوف عليه برسانند . وأولى اين است كه تا ممكن
شود أقرب به نظر واقف را به عمل بياورند مثل اينكه باز درختى بخرند كه آن هم
وقف باشد بر آن مصرف . وهر گاه ممكن نباشد صرف كردن به موقوف عليه ، به
مصرف ساير وجوه بر برسانند ، مثل پل ورباط وغير آن ، وبه هر حال أقرب به
مقصود واقف را منظور داشته باشند . وبه هر حال ، منع از بيع در صورت عدم
انتفاع ، خوب نيست ، بلكه داخل لغو وعبث است .
47 : سؤال : بيان فرمايند كه هر گاه بعضي از ضلع مدرسه به اعتبار غزارت أمطار
منهدم ، وبرخى ديگر آن مشرف بر انهدام باشد ، به حيثيتي كه قابل سكنى نباشد .
وجمعى از أهل خبره وبنا ومعمار صلاح در اين دانند كه به وضعي غير وضع
سابق ساخته شود . مثل آنكه سردابى بود ودو حجره در فوق آن وبعضي غير قابل
در بعضي از أطراف ، ( كذا ) سرداب را موقوف نموده وسه حجرهء تحتانى وسه حجره
فوقانى ساخته شود . واين وضع را جمع كثيرى ترجيح بر وضع سابق مىدهند ، به
جهات عديده . يك جهت آنكه سابق بر آن آب جارى داخل سرداب مىشده
وخالى از روح وصفا وبرودت هوا نبود وحال مدتي است كه آب جارى منقطع
شده وسرداب ( غير منتفع به ) شده نفعي كه معتد به ، باشد . آيا متولى شرعي را
جايز است كه به وضعي كه أهل خبره صلاح دانند بسازد يا نه ؟ - ؟ . ودر صورت
عدم متولى ، يا مشخص نبودن آن ، آيا بعضي ديگر از مسلمين ، يا طلبهء مدرسهء
مذكوره را جايز است كه اخراجات از مال خود نموده اين اعمال به جا آورند ؟ .
جواب : در صورت خرابى ضلع مزبور ، يا اشراف بعض آن به انهدام بر نهج مسطور ،
ظاهر اين است كه لازم نيست كه تجديد حجرات بر وضع سابق باشد . خصوصا
هر گاه وضع جديد اصلح باشد به حال مدرسه وأهل آن . بلى اشكالى كه هست در
تغيير سرداب است وتبديل ان به حجره . ولكن در صورت عدم حصول مقصود از
آن - مثل عدم تمكن جريان آب در آن ، يا عدم متبرعى كه تعمير را به همان وضع
كند . وبه سبب تعويق مدرسه در معرض خرابى وتعطيل مىماند - تبديل آن نيز
جايز است به آن چه اصلح وأوفق باشد به حال مدرسه وأهل آن بناءا على هذا
هر چند كه اذن خاص از حقير موقوف است بر اطلاع به حقيقت حال ، وتعيين