خود سازيد ) .
( 604 ) تَجَلْبَبُوا
: لباس روئين قرار دهيد ،
( 604 ) جلبَاب
: لباس گشادى است كه روى لباسهاى ديگر پوشيده مىشود .
( 605 ) النَوَاجِذ
: جمع « ناجذ » ، دندانهاى عقل ، ( فشار دندانها بر روى هم موجب كنترل و نيرومندى اعصاب و عضلات متصله به مغز مىشود ) .
( 606 ) انْبَى لِلسُيُوفِ
: شمشيرها را كند كرد ، آنها را به هدف نزد . ممكن است « انبى » افعل تفضيل باشد كه در اين صورت به معناى « دور كنندهتر » است .
( 607 ) الهَام
: جمع « هامة » ، سرها .
( 608 ) الَلامَة
: زره ، ممكن است مقصود از « لامة » آلات و ابزار جنگ باشد .
( 609 ) قَلْقِلُوا السَّيُوفَ
: شمشيرها را ( در غلافها ) حركت دهيد .
( 610 ) الاغْمَاد
: جمع « غمد » ، غلافها .
( 611 ) الخَزَر
: ( اگر در متن خطبهء « خزر » آمده بخاطر رعايت وزن كلمه بعدى است ) ، با گوشه چشم نگاه كردن و اين نگاه علامت خشم و غضب است .
( 612 ) الشَزْر
: از چپ و راست شمشير و نيزه زدن .
( 613 ) نَافِحُوا
: بزنيد ، بجنگيد .
( 613 ) الظُبَا
: قسمت تيز و برنده شمشير .
( 614 ) صِلُوا السُّيُوفَ بِالْخُطَا
: شمشيرها را به قدمهاى دشمنان متصل كنيد ( آنها را كاملا تعقيب كنيد ) .
( 615 ) الفَرّ
: فرار .
( 616 ) عَارٌ فِى الأعْقَابِ
: عار و ننگ است براى فرزندان ، زيرا فرزندان از فرار پدرانشان ننگ خواهند داشت .
( 617 ) السُجُح
: آسان ، آرام .
( 618 ) الرِوَاق
: چادر ، خيمه .
( 618 ) المُطَنَّب
: محكم شده به وسيله طناب ، طناب كشى شده .
( 619 ) الثَبَج
: ميان ، وسط .
( 620 ) كِسْرِهِ
: قسمت پائين آن ، كنار آن .
( 621 ) الصَّمد
: قصد ، يعنى بر قصد خود استوار باشيد .
( 622 ) لَنْ يَتِرَكُمْ اعْمَالَكُم
: پاداش اعمالتان را هرگز كم نخواهد كرد
.
خطبهء 67 ص 66 ف .
( 623 ) سَقِيفَةُ بَنِى سَاعِدَة
: نام محلى است كه صحابه بعد از وفات پيامبر براى