گرفتن است .
( 561 ) تَحْتَلِبُ دَماً
: خون خواهيد دوشيد
.
خطبهء 57 ص 56 ف
( 562 ) سَيَظْهَرُ عَلَيْكُم
: به زودى به شما غالب مىشود .
( 563 ) رَحْبُ الْبُلْعُوم
: گشاده گلو .
( 564 ) مُنْدَحِقُ البَطْن
: شكم برآمده ، عظيم البطن
.
خطبهء 58 ص 57 ف
( 565 ) الحَاصِبُ
: طوفان ، باد شديدى كه خاك و شن را با خود مىبرد ، مقصود نفرين بر خوارج است .
( 566 ) الآثِر
: مخبر ، كسى كه سرگذشتى را حكايت مىكند ، مقصود اين است كه از شما باقى نماند حكايت گرى كه سرگذشتى را بيان كند ، و لغت « آثر » بسياق نزديكتر است تا لغت « آبر » و « آبز » كه در برخى از نسخ آمده و سيد رضى نيز همين را انتخاب كرده است .
( 567 ) فَاوبُوا شَرَّ مَآبٍ
: بسوى بدترين سرنوشت برگرديد .
( 568 ) الاعْقَاب
: جمع « عقب » ، پاشنههاى پا ، كنايه از عقب گرد و رجعت است .
( 569 ) الاثَرَةً
: استبداد
.
خطبهء 60 ص 59 ف
( 570 ) قَرَارَاتِ النِّساءِ
: كنايه از رحمهاى زنان است .
( 571 ) نَجَمَ
: آشكار شد .
( 571 ) كُلَّمَا نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ
: هر گاه از آنان رئيسى ظهور كند ، كشته گردد
.
خطبهء 62 ص 61 ف
( 572 ) الغَيْلَه
: قتل ناگهانى بطوريكه مقتول متوجه قاتل نشود ، ترور .
( 573 ) الجُنَّة
: سپر .
( 574 ) طَاشَ السَّهْمُ عَنِ الْهَدَفِ
: تير به هدف اصابت نكرد .
( 575 ) الكَلْمُ
: جراحت ، زخم
.
خطبهء 63 ص 62 ف
( 576 ) سَابِغاً
: گسترده .
( 577 ) قَلَصَ
: جمع شد
.
خطبهء 64 ص 63 ف
( 578 ) بَادِرُوا آجَالَكُم بِاعْمَالِكُم
: پيش از مرگ به عمل مبادرت ورزيد .
( 579 ) ابْتَاعُوا
: ( نعمتهاى پايدار الهى را در برابر لذائذ فانى حيات دنيوى ) بخريد .