وحشت .
( 266 ) جَاهَرَتْكُمُ العِبَرُ :
عبرتها عواقب امورتان را آشكار و روشن ساخت .
( 267 ) رُسُلُ السَّمَاءِ :
ملائكه ، فرشتگان
.
خطبهء 21
( 269 ) السَّاعَة :
روز قيامت .
( 268 ) تَحْدُوكُمْ :
سوقتان مىدهد ، شما را ميراند .
( 270 ) تَخَفَّفُوا :
( از بارهاى گران شهوت ) سبكبار شويد .
( 271 ) أنْقَع :
تشنگى را فرو نشانندهتر ، تسكين دهندهتر ، « الماء ناقع و نقيع » : آب گوارا و سرد .
( 272 ) النُطْفَة :
آب صاف
.
خطبهء 22
.
( 273 ) ذَمَّرَ حِزْبَهُ :
حزبش را بسيار تهييج و تحريك كرد ، ذمّر ( با تشديد ) دلالت بيشترى بر تكثير دارد و بدون تشديد ( ذمر ) نيز روايت شده است .
( 274 ) الجَلَب :
كالايى كه از شهرى به شهر ديگر صادر مىشود . « جلب » در اينجا به معنى مفعول است چنان كه « سلب » به معناى « مسلوب » به كار مىرود . و مقصود از « استجلب جلبه » اين است كه شيطان افرادش را از هر سو فرا آورده است .
( 275 ) النِّصاب :
اصل ، ريشه ، اول هر چيزى .
( 276 ) النِّصْف :
منصف ، يعنى فرد عادلى را بين من و خودشان حاكم نكردند .
( 277 ) أمّاً قَدْ فَطَمَت :
مادرى كه فرزندش را از شير بگيرد بعد از آنكه شيرش خشك شده باشد ، مقصود طلب كردن چيزى بعد از گذشت زمان آنست .
( 278 ) هَبِلَتْهُم :
بر ايشان گريه كند ، داغ آنها را ببيند .
( 279 ) الهَبُولُ :
زنى كه برايش فرزندى باقى نمانده ، زن فرزند مرده ، در واقع اين عبارت نفرين آنها به مرگ است
.
خطبهء 23
.
( 280 ) غَفِيرَة :
كثرت و فزونى .
( 281 ) الْفَالِج :
برنده ، پيروز .
( 282 ) الْيَاسِر :
قمار باز ، در اين عبارت ( كالفالج الياسر ) تقديم و تأخير شده