خودپسندى مانع رشد و افزايش است ، يعنى كسى كه خودبين و خودپسند است در خود نقصى نمىبيند تا آن را بر طرف كند و خود را فاقد كمالى نمىداند تا براى كسب آن تلاش كند
.
حكمت 168 ص 159 ف
( 4676 ) الامْرُ قَرِيبٌ
: امر آخرت نزديك است .
( 4676 ) الاصْطِحابُ قَلِيلٌ
: مصاحبت ( با دنيا ) كوتاه و اندك است
.
حكمت 174 ص 165 ف
( 4677 ) احَدَّ
: تيز كرد .
( 4678 ) السِّنان
: سر نيزه
.
حكمت 175 ص 166 ف
( 4679 ) هِبْتَ
: بيمناك شدى ، ترسيدى .
( 4680 ) تَوَقِّيهِ
: احتراز از آن
.
حكمت 177 ص 168 ف
( 4681 ) ازْجُرِ الْمُسِىءَ بِثَوابِ الْمُحْسِن
: بدكار را با پاداش به نيكوكار تنبيه كن ، يعنى اگر نيكوكار بخاطر كارهاى نيكش مورد تشويق قرار گيرد ، افراد بدكار ، براى كسب پاداش هم كه شده از كارهاى زشت دست مىكشند
.
حكمت 179 ص 170 ف
( 4682 ) اللَجاجَة
: لجاجت ، ستيزه كردن ، سر سختى نمودن .
( 4682 ) تَسُلُّ الرَّاْىَ
: رأى و انديشه را دزدانه مىربايد
.
حكمت 186 ص 177 ف
( 4683 ) عَضَّة
: به دندان گزيدن ، گاز گرفتن
حكمت 187 ص 178 ف
( 4684 ) وَشِيك
: نزديك ، يعنى كوچ كردن از دنيا نزديك است
.
حكمت 188 ص 179 ف
( 4685 ) ابْدى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ
: رو در روى حق ايستاد
.
حكمت 190 ص 181 ف
( 4686 ) غُيَّب
: جمع « غائب » ، دور از نظر ، ناپيدا .
( 4686 ) الْمُشِيرُون
: مشورت كنندگان ، منظور در اينجا طرفهاى ديگر مشورت مانند حضرت على و ياران او از بنى هاشم است .
( 4687 ) وَ انْ كُنْتَ بِالْقُرْبى حَجَجْتَ خَصِيمَهُمْ
: و اگر به قرابت خود با پيامبر در برابر مخالفان و جدال كنندگان ،