تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
خودپسندى مانع رشد و افزايش است ، يعنى كسى كه خودبين و خودپسند است در خود نقصى نمىبيند تا آن را بر طرف كند و خود را فاقد كمالى نمىداند تا براى كسب آن تلاش كند .

حكمت 168 ص 159 ف

( 4676 ) الامْرُ قَرِيبٌ

: امر آخرت نزديك است .

( 4676 ) الاصْطِحابُ قَلِيلٌ

: مصاحبت ( با دنيا ) كوتاه و اندك است .

حكمت 174 ص 165 ف

( 4677 ) احَدَّ

: تيز كرد .

( 4678 ) السِّنان

: سر نيزه .

حكمت 175 ص 166 ف

( 4679 ) هِبْتَ

: بيمناك شدى ، ترسيدى .

( 4680 ) تَوَقِّيهِ

: احتراز از آن .

حكمت 177 ص 168 ف

( 4681 ) ازْجُرِ الْمُسِىءَ بِثَوابِ الْمُحْسِن

: بدكار را با پاداش به نيكوكار تنبيه كن ، يعنى اگر نيكوكار بخاطر كارهاى نيكش مورد تشويق قرار گيرد ، افراد بدكار ، براى كسب پاداش هم كه شده از كارهاى زشت دست مىكشند .

حكمت 179 ص 170 ف

( 4682 ) اللَجاجَة

: لجاجت ، ستيزه كردن ، سر سختى نمودن .

( 4682 ) تَسُلُّ الرَّاْىَ

: رأى و انديشه را دزدانه مىربايد .

حكمت 186 ص 177 ف

( 4683 ) عَضَّة

: به دندان گزيدن ، گاز گرفتن

حكمت 187 ص 178 ف

( 4684 ) وَشِيك

: نزديك ، يعنى كوچ كردن از دنيا نزديك است .

حكمت 188 ص 179 ف

( 4685 ) ابْدى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ

: رو در روى حق ايستاد .

حكمت 190 ص 181 ف

( 4686 ) غُيَّب

: جمع « غائب » ، دور از نظر ، ناپيدا .

( 4686 ) الْمُشِيرُون

: مشورت كنندگان ، منظور در اينجا طرفهاى ديگر مشورت مانند حضرت على و ياران او از بنى هاشم است .

( 4687 ) وَ انْ كُنْتَ بِالْقُرْبى حَجَجْتَ خَصِيمَهُمْ

: و اگر به قرابت خود با پيامبر در برابر مخالفان و جدال كنندگان ،