استدلال كردى ، منظور احتجاج ابى بكر با انصار است كه دليل آورد : مهاجرين شجرهء پيامبرند
.
حكمت 191 ص 182 ف
( 4688 ) الْغَرَض
: هدف ، نشانه .
( 4689 ) تَنْتَضِلُ فِيهِ
: به او اصابت مىكند .
( 4690 ) الْمَنايا
: جمع « منيّة » ، مرگها .
( 4691 ) النَهْب
: آنچه به تاراج مىرود .
( 4692 ) الشَرَق
: گير كردن آب در گلو ، يعنى همراه هر لذتى دردى دارد .
( 4693 ) الْمَنُون
: مرگ .
( 4694 ) الْحُتُوف
: جمع « حتف » ، هلاكتها ، يعنى جان مادر معرض هلاكت است .
( 4695 ) الشَرَف
: مكان بلند ، مجد و بزرگى
.
حكمت 199 ص 190 ف
( 4696 ) الْغَوْغا
: اوباش و اشرار
.
حكمت 201 ص 192 ف
( 4697 ) الاجَل
: پايان مدت عمر ، سرآمد مدت چيزى .
( 4698 ) جُنَّةٌ حَصِينَة
: سپر استوار و رخنه ناپذير
.
حكمت 202 ص 193 ف
( 4699 ) الاوَد
: رنج و سختى .
حكمت 209 ص 200 ف
( 4700 ) الشِماس
: چموشى ، توسنى .
( 4701 ) الضَرُوس
: شتر بد خويى كه دوشندهاش را گاز مىگيرد ، يعنى دنيا .
به زودى بعد از چموشيها و خشونتهايش منقاد و رام ما خواهد شد ، چنان كه شتر بد خو ، هر چند كه نسبت به دوشندهاش بد رفتار است ولى نسبت به فرزندش ملايم و مهربان است
.
حكمت 210 ص 201 ف
( 4702 ) كَمَّشَ
: تند رفت ، يعنى بسرعت و در عين حال با حوصله و بينائى در راه خدا حركت كرد .
( 4703 ) الْوَجَلْ
: خوف .
( 4704 ) الْمَوْئِل
: سر منزل ، قرارگاه ، مقصود در اينجا عاقبت انسان است كه يا به سعادت و يا به شقاوت منتهى مىشود .
( 4704 ) كَرَّة
: يورش ، رو آوردن .
( 4705 ) الْمَصْدَر
: محل صدور ، مقصود عمل انسان است كه ثواب و عقاب از آن صادر مىشود و از آن سرچشمه مىگيرد .
( 4705 ) الْمَغَبَّة
: عاقبت ، پايان .