انديشمندانه قرآن ، نيروى فكر خود را ( كه دواى هر دردى است ) به حركت وامىدارند .
( 2687 ) زَفِير
: صداى زبانههاى آتش .
( 2688 ) شَهِيق
: صداى شديد شعلههاى آتش .
( 2689 ) حَانُونَ عَلَى اوْسَاطِهِم
: خود را خم ميكنند ، در اينجا چگونگى ركوع آنها را در نماز ، توصيف مىكند .
( 2690 ) مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ
: صورتهايشان را بر زمين مىگسترند ، « مفترش » ، گسترنده پهن كننده .
( 2691 ) فَكاكُ رِقَابِهِم
: آزادى گردنهايشان .
( 2692 ) الْقِدَاح
: جمع « قدح » ، تيرهايى كه تراشيده نشده باشند .
( 2692 ) بَرْى
: تراشيدن ، يعنى خوف ( از خدا ) بدنهاى آنها را لاغر كرده است ، آنچنان كه تير را با تراشيدن باريك و لاغر ميكنند .
( 2693 ) خُولِطُوا
: « خولِطَ فِى عَقلِهِ » ، يعنى در عقلش خللى ايجاد شد .
( 2693 ) وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ امْرٌ عَظِيمٌ
: با امر عظيم » در آميختهاند ، مقصود از « امر عظيم » ، در اينجا خوف شديد از خداست .
( 2694 ) مُشْفِقُون
: ترسان و هراسان ( از تقصيرات خود ) .
( 2695 ) زُكِّىَ
: ستوده و مدح شد .
( 2696 ) قَصْداً
: ميانه روى .
( 2697 ) التَّجَمُّل
: به هنگام فقر خود را بىنياز نشان دادن .
( 2698 ) التَّحَرُّج
: چيزى را گناه شمردن .
( 2699 ) اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ
: نفسش فرمان او را نبرد و سركشى كرد .
( 2700 ) مَنْزُوراً
: كم ، اندك .
( 2701 ) حَرِيزاً
: مصون ، محفوظ .
( 2702 ) الْفُحْش
: گفتار زشت .
( 2703 ) الزَّلَازِل
: سختيهاى تكان دهنده .
( 2704 ) الْوَقُور
: غير مضطرب ، آرام .
( 2705 ) لَا يُنَابِزُ بِالالْقَاب
: كسى را با القاب زشت نمىخواند .
( 2706 ) صَعِقَ
: بيهوش شد
.
خطبهء 194 ص 185 ف
( 2707 ) ذَادَ عَنْهُ
: او را حمايت كرد ، از او دفاع كرد .
( 2708 ) الْغَمْرَة
: فشار و سختى .
( 2709 ) الْغُصَّة
: چيز گلوگير .
( 2710 ) تَلَوَّنَ
: رنگارنگ شد ، يعنى نزديكان وى با او همراه و ثابت قدم