( 2330 ) الطُّعْمَة
: خوراك ، مقصود رزق و روزى است .
( 2331 ) جُنَّةُ الحِكْمَة
: سپر حكمت ، آنچه كه حكمت را محفوظ و مصون مىدارد مثل زهد و ورع و . . .
( 2332 ) عَسِيبُ الذَنَبِ
: بيخ دم ، رستنگاه دم .
( 2333 ) الْجِرَان
: جلو گردن شتر از مذبح تا منحر .
( 2334 ) لَمْ تَسْتَوْسِقُوا
: جمع نشديد ، گرد نيامديد .
( 2335 ) الرَّنِق
: تيره ، كدر .
( 2336 ) عَمَّار
: عمّار بن ياسر از مسلمانان صدر اسلام .
( 2337 ) ابْنُ التَّيهان
: ابُو الهَيثَم مَالِكِ بن تَيهَان از بزرگان صحابه است .
( 2338 ) ذُو الشَهَادَتَيْن
: خُزيمَة بن ثابت انصارى كه پيامبر در موضوعى گواهى وى را بجاى گواهى دو نفر پذيرفت .
( 2339 ) ابْرِدَ بِرُءُوسِهِم
: سرهاشان همراه با نامهاى فرستاده شد .
( 2340 ) اوِّهِ
: كلمهايست كه به هنگام درد و اندوه گفته مىشود
.
خطبهء 183 ص 182 ف
( 2341 ) الْمَنْصَبَة
: خستگى ، رنج و سختى .
( 2342 ) لِيَهْجُمُوا عَلَيْهِم
: تا بر ايشان به هنگام غفلت و بى خبرى وارد شوند « هجم عليه » ناگهان بر او وارد شد .
( 2343 ) الْمُعْتَبَر
: مصدر ميمى ، عبرت و پند گرفتن .
( 2344 ) تَصَرُّف
: در اينجا به معنى « دگرگونى » است .
( 2345 ) الْمَصَاحّ
: جمع « مصحّة » ، صحت و سلامتى .
( 2346 ) اسْتَحْمَدَ
: خواستار حمد شد ، به ستايش امر نمود .
( 2347 ) ارْتَهَنَ عَلَيْهِمْ انْفُسَهُم
: آنها را در گرو وفاء به پيمانشان قرار داد .
( 2348 ) انْتُمْ بِعَيْنِهِ
: شما در نظر خدا هستيد ، يعنى هيچ عملى از شما بر او مخفى نيست .
( 2349 ) يَرْهَقَهُمُ الاجَلِ
: مرگ آنها را فرا مىگيرد ، در مىيابد .
( 2350 ) الرَّجْعَة
: بازگشت ، مقصود باز گشتنى است كه انسان گناهكار بعد از مرگ درخواست مىكند ، تا دوباره به دنيا باز گردد و جبران گذشته را بنمايد چنان كه قرآن فرموده است : «
« رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ »
»