تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
اسقاط بعضي آنها بعضي ديگر ساقط نمىشود . وهم چنين در وقتي كه شرط كند در ضمن عقد بيع ، آن كه بايع از براي مشترى ملتزم ضمانى بشود به وجه صحيحي . پس هر گاه بعد بيع ضامن أو شود به همين نحو ، به شرط وفا كرده خواهد بود . وجمعى حكم به عدم صحت كرده‌اند . كه از جمله آنها است شيخ در مبسوط ، حتى اين كه گفته است كه اگر شرط اين ضمان را در ضمن عقد بيع بكنند ، آن بيع هم باطل است . چون اين ضمان مجهول ، است ، وضمان مالم يجب است . وعلامه در قواعد اشكال كرده در صحت . وفخر المحققين در وجه اشكال گفته : از جهت ضرورت وحاجت بايد صحيح باشد . مثل الق متاعك في البحر وانا ضامن ) . واز جهت اين كه ضمان مالم يجب است صحيح نخواهد بود . وبعد از آن گفته كه ( أصح عدم جواز است ) . وگويا نظر أو به اين است كه در اينجا ضرورتي نيست . چون بايع ضامن هست ، هر چند ضامن نشود . واما استدلال بر منع به جهالت مضمون ، پس آن تمام نيست . ومشهور علما - [ وحتى ] بعضي دعوى اجماع كرده‌اند - [ قايل به ] صحت ضمان مجهول [ هستند ] . وعقد ضمان از جمله عقودى است كه غالبا مبنى بر غرر است مثل جعاله . ومراد از جهالت در اينجا جهالت بالفعل ( 1 ) است نه مطلقا ، يعنى ممكن باشد حصول ( 2 ) علم به آن بعد از اين ، وجهالت ( 3 ) از أصل مثل اين كه بگويد ( ضمنت لك شيئا مما في ذمة فلان ) ) ، پس آن جزما باطل است . وظاهر مىشود دعوى اجماع بر آن از جمعى . وبه هر حال اظهر قول به صحت است در ضمان أجنبي ، به سبب عمومات وقضاى ضرورت وعدم دليل بر بطلان ( ضمان مالم يجب ) عموما وخصوصا ، با وجود سبب ضمان . وهم چنين دور نيست صحت ضمان خود بايع هر چند ثمره آن نادر است . [ وآخرين مسأله در اين باب ] اين است كه به سبب موت ضامن ضمان باطل [ ن‍ ] مىشود ، وضمان در مال أو ثابت است ، واشكالى وخلاف [ ى ] در آن نيست .
هامش
1 : أصل لفظ در نسخه غير خوانا مىباشد . 2 : ودر نسخه : دستور علم ، 3 : در نسخه : وآيا جهالت . . .