تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
صورت تلف در حين عقد ضمان متحقق است . ( 1 ) واين دليل‌ها را كه ذكر كرده‌اند [ ناتمام هستند ] به [ جهت ] اين كه در صورت أول آنچه را ضامن در عهده گرفته مال نيست بلكه رد مال است . آنچه در ماهيت ضمان معتبر است به ذمه گرفتن مال است . وبه جهت آن كه از خواص ضمان ، برى شدن مضمون عنه است بعد از تعهد ضامن . ودر اينجا غاصب برى نمىشود به سبب ضمان . بلكه مكلف است بر [ رد ] آن اجماعا ، چنان كه در مسالك تصريح كرده به آن . واين با قواعد شيعه هم نمىسازد ( 2 ) كه ضمان را مشتق از ( ضمن ) گرفته‌اند . يعنى مال از ذمه مضمون عنه منتقل مىشود به ذمه ضامن . نه از ( ضم ) ، چنان كه عامه كرده‌اند كه ضم مىشود ذمه ضامن به ذمه مضمون عنه وهر دو ضامن‌اند ، ومضمون له مخير است در رجوع به هر يك . واما در صورت ثانيه ، يعنى ضمان قيمت اگر تلف شود . پس آن نيز تمام نيست ، چون از باب ضمان ما لم يجب است ، ووجود سبب ضمان كافى نيست مادامى كه خود ضمان متحقق نشود . ومفروض اين است كه در حين عقد ضمان مال تلف نشده كه خود ضمان متحقق نشود . ومفروض اين است كه در حين عقد ضمان مال تلف نشده كه قيمت آن منتقل شود به ذمه ضامن . وآخوند ملا احمد اردبيلى ( ره ) بعد از آن كه گفته است كه ( صحت ضمان ظاهر نيست به سبب اين كه ضمان خلاف أصل است واقتصار مىشود در آن به محل وفاق وتحقق شرايط صحت كه معنى ( 3 ) ومراد شارع [ است ] ( 4 ) . واينها در اينجا معلوم نيست . به جهت اين كه ضمان در نزد أصحاب ، ناقل است . ووجوب رد منتقل نمىشود . بلكه بر غاصب هم واجب است ظاهرا . وقيمت هم با وجود بقاى عين ثابت نيست . وضمان عين بدون اين دو وجه معنى ديگر ندارد ) گفته است كه محتمل است ثبوت صحت ضمان به سبب صدق ضمان عرفا وثبوت
هامش
1 : پس از چند سطر بر همين سخن نيز ايراد خواهد گرفت . وتوجه به اين نكته مطلب را روشن تر مىكند . 2 : أصل اين جمله در نسخه چنين است : واين هم با قواعد شيعه نمىسازد . 3 : معنى : يعنى مورد عنايت شارع - مقصود شارع 4 : أصل اين جمله در نسخه چنين است : ومعنى كه مراد شارع .