تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
كنم ) . خصوصا هر گاه جاهل مسأله باشد . وظاهرا مجهول است ( 1 ) بر أو بطلان در ثاني . پس صحيح خواهد بود در أول . واز آنچه ما بيان كرديم در وجه ترديد در ضمان ومعنى آن ، ظاهر مىشود فساد آن . ( 2 ) گاه است در اين مقام تو هم شود كه بطلان اين نوع ضمان از راه ابهام است وجهالت مورد ضمان وابهام در متعلق عقود مبطل آن است ، واگر نه لازم مىآيد كه صحيح باشد كه بگويد كه ( من ضامن شدم يكى از دو مال را ) ويا ( ضامن شدم براي يكى از دو شخص ) . زيرا كه ابهام هر چند يكى از معاني كلمه ( أو ) است چنان كه در قول حق تعالى ( انا أو آيا كم لعلى هدى أو في ضلال مبين ) . ( 3 ) ولكن اين معنى در اينجا مراد نيست جز ما ، بلكه از باب تخيير است بر وجهي كه ذكر كرديم . وآن دو مثال كه متوهم مىگويد ، از قبيل ما نحن فيه نيست . وملازمه [ اى ] كه ذكر كرده است ممنوع است . مطلب هفتم : خلاف كرده‌اند در صحت ضمان أعيان مضمونه . وضمان اين أعيان به اين معنى اين است كه متعهد مىشود آنها را رد كند به صاحب آنها ، يا اين كه اگر تلف شوند ، قيمت آنها را به مالك آنها بدهد . فخر المحققين وشهيد ثاني ومحقق ثاني ترجيح عدم جواز داده‌اند . وعلامه در تذكره ترجيح جواز داده ، وهم چنين در تحرير وارشاد ، واين قول منقول است از مبسوط . ومحقق هم ميل به جواز كرده . وهم چنين محقق اردبيلى ( ره ) وبعضي در آن اشكال كرده‌اند مثل علامه در قواعد . ودليل قول أول ، عدم صحت است با بطلان دليل مجوز . ودليل قول دوم اين است كه ضمان عبارت است از اين كه در عهده گيرد مالي را كه مضمون عنه ضامن آن است . وآن در اينجا محقق است . ودر صورتي كه ضامن قيمت آن مىشود اگر تلف شود ، هم چون قيمت در ذمه غاصب وأشباه آن ثابت است . ودر صورت تلف ضامن آن را در عهده مىگيرد . واين سخن بسيار دور است ، وأولى اين است كه گفته شود كه سبب تعلق قيمت در
هامش
1 : لفظ ( مجهول است ) در نسخه قابل خواندن نيست مطابق تشخيص اصلاح گرديد . 2 : توضيح : يعنى حتى تو هم بطلان در ثاني ، هم يك تو هم فاسد است . 3 : سباء 24 .