تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
عدم لزوم ، واين را در كفاية اشهر ناميده است . وعلامه در قواعد اشكال كرده وعبارت آن اين است ( وللمشتري عن البايع ، يعنى يصح ضمان المشترى عنه بان يضمن عن البايع الثمن بعد قبضه متى خرج المبيع مستحقا أو رد بعيب على اشكال ) . ولكن بعد از قليلي فاصله گفته است كه ( الأقرب انه لا يصح ضمان عهدة الثمن لو خرج المبيع معيبا ورده ، والصحة لو بان فساده به غير الاستحقاق كفوات شرط معتبر في البيع أو اقتران شرط فاسد به ) ( 1 ) . وبعد از فاصله بسيارى گفته است ( ويرجع على ضامن عهدة الثمن في كل موضع يبطل فيه البيع من راس ، لامايتجدد له الفسخ بالتقايل أو البيع السابق . . . ) ووجه اشكال - چنانچه فخر المحققين وشيخ على گفته‌اند - اين است كه چون ثمن به سبب فسخ لازم شده است بر بايع ودر حين ضمان چيزى بر أو نبود پس از باب ( ضمان مالم يجب ) است ، پس ضمانى لازم نيست . وچون سبب فسخ كه عيب است موجود بود در آن حال وحاجت وضرورت داعى است بر اين ضمان ، پس ضمان صحيح است ولازم است . وفخر المحققين بعد از آن كه وجه اشكال را چنين ذكر كرده گفته است كه حق صحت است ، به جهت اين كه عذر غالب أولى است به تجويز رخصت ، از عذر نادر . وهر گاه در مثل ( الق متاعك في البحر وعلى ضمانه ) قائل به صحت باشيم با وجود ندرت وقوع آن ، پس در ما نحن فيه أولى خواهد بود چون غالب الوقوع است . وهر چند در استدلال به اولويت اشكال است ، ولكن اظهر صحت است به سبب ضرورت ورفع حاجت ولزوم عسر ، وبه جهت آن كه پيش گفتيم كه دليلي بر اشتراط ( وجوب حق در ذمه مضمون عنه در حين ضمان ) ثابت نيست . وعمومات ( اوفو بالعقود ) واطلاقات ضمان ، همه شامل اينجا هست . وعجب از آخوند ملا احمد ( ره ) [ است ] كه در مسأله ضمان أعيان مضمونه ميل به اين نوع استدلال كرده ، ودر اينجا فتوى به عدم لزوم داده ، واشكال را از علامه در تذكره نقل كرده ، ووجه اشكال كه در تذكره مذكور است اين است كه چون بايع تفريط كرده وبا وجود امكان ، اعلام نكرده ، پس گويا استحقاق مشترى مطالبه ثمن را در حين ضمان ، ثابت بوده ، پس الحال كه عيب ظاهر شد [ و ] فسخ كرد ، ضامن بايد از عهده بر آيد ، و
هامش
1 : وفى النسخة : أو اقراره شرط . . .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 65 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي