تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
ملا احمد اردبيلى ( ره ) . ودلالت مىكند بر آن عموم ( أوفوا بالعقود ) وأمثال آن . وهم چنين ضرورت وعسر بدون آن . زيرا كه بسيار است كه احتياج مىشود به معامله واعتمادي به بايع نيست ، گاه است مال غير را مىفروشد وفرار مىكند ودست به أو نمىرسد . واين مسأله در صورتي كه عين ثمن موجود باشد در حين ضمان از باب ( ضمان أعيان مضمونه ) مىشود كه در آن خلاف است . وبعد از اين حكم آن مذكور مىشود ، ولكن گويا كه اطلاق ايشان در اينجا مبتنى باشد بر اجماع در اين صورت ، با حصول ضرورت . والا قول به آن از براي قائل به منع در أعيان مضمونه صورت نداشتى . واما در صورت تلف ثمن پس اشكال به هيچ يك از دو قول نيست . وبه هر حال چون شرط است در صحت ضمان ، اشتغال ذمه مضمون عنه پس قبل از تسليم ثمن به بايع ضمان آن بي صورت است . وبه اين سبب قيد كرده‌اند صحت ضمان را به اين كه مشترى ثمن را تسليم كرده باشد . بلكه تصريح كرده‌اند به عدم صحت در صورت عدم تسليم . وظاهر اين است كه مراد آنهائى كه ترك قيد كرده‌اند همين باشد . چون قبل از تسليم از باب ( ضمان مالم يجب ) است . ولكن گاه است ضرورت داعى بر صحت آن هم بشود ، بلكه احتياط وقصد وثيقه قبل از دادن مال از دست أهم است در نظر عقلا وعموم منع از ( ضمان ما لم يجب ) هم ممنوع است ، چنان كه در مواضع بسيار واقع شده ، مثل ( الق متاعك في البحر وانا ضامن ) ومثل ضمان أعيان مضمونه بنابر قول به آن ، وغير اينها ، وعمومات هم شامل آن است . وبدان كه هر گاه ضامن شود ثمن را قبل از تسليم ، وآن ثمن دين باشد بر ذمه مشترى ، در آن اشكال نيست . چون ديني است از ديون وضمان آن صحيح است . واين ضمان ثمن است نه عهده ثمن . واما اگر آن ثمن عيني باشد وهنوز تسليم نشده وضامن مى شود ، پس اظهر صحت آن است نيز چنان كه محقق ثاني تصريح به آن كرده است . واين هم داخل ضمان أعيان مضمونه مىشود ، ودليل آن همان [ است ] كه مذكور شد وبعدهم خواهد آمد . وبدان كه ظاهر مشهور و ( مصرح به ) در كلام جمعى ، اين است كه ظهور فساد بيع به سبب وقوع
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 63 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي