تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
شئ محرمى در صداق كرده باشد ( 1 ) ، يا بالمرة ذكر مهر نشده باشد ( 2 ) . پس گويا أو را در دو چيز وكيل كرده وبه بطلان أحدهما ديگرى باطل نمىشود . بلى اگر تصريح كند كه ( تو وكيل منى در تزويج به اين شرط كه مهر ده تومان باشد واگر راضى نشود عقد مكن ووكيل نيستى در عقد ) ، پس در اين صورت عقد لازم نيست ، مگر به اجازه . واما حكايت مهر پس راه رجوع به مهر المثل اين است كه آن در حكم ( مفوضة البضع ) مىشود چون ذكر اين مهر در حكم عدم ذكر است ، ولكن در اين اشكال است ، چنان كه خواهيم گفت ، با وجود اين كه حكم مفوضة البضع ( كه رجوع به مهر المثل مىشود ) بعد دخول است ، نه مطلقا . واما راه رجوع در زايد به وكيل : پس گويا اين مستخرج باشد از مسأله مشهوره كه در كتب فقها مذكور است ، وآن اين است كه : هر گاه شخصي زنى را تزويج كند از براي شخص ديگر به ادعاى وكالت از جانب أو پس انكار كند آن شخص توكيل أو را . قول منكر را مقدم مىدارند با يمين وبعد از اين خلاف است در مهر كه در ذمه كيست وچه قدر است ؟ - ؟ . ودر آن سه قول است : قول أول آن كه : بر وكيل لازم است كه تمام مهر أو را بدهد . واين مذهب شيخ است در نهاية ، وابن براج ، به جهت اين كه مهر واجب مىشود به عقد بالتمام واگر طلاق بگويد قبل از دخول ، تنصيف مىشود ، واين جا كه طلاقي نيست ، وچون وكيل تقصير كرده وشاهدي نگرفته بر توكيل ، پس حق زوجه را به تلف آورده ، پس بايد غرامت بكشد . وقول دوم اين است كه بر وكيل نصف مهر لازم است ، چنان كه صحيحه أبو عبيده دلالت بر آن دارد ( رواها الشيخ في كتاب النكاح في باب الزيادات ، عن أبي عبد الله ( ع ) في رجل امر رجلا ان يزوجه امرأة من أهل البصرة من بنى تميم . فزوجه امرأة من أهل الكوفة من بنى تميم ؟ ، قال : خالف امره ، على المأمور نصف الصداق لأهل المرأة ، ولا عدة عليها ، ولا ميراث بينهما . قال : فقال له بعض من حضر : فان امره ان يزوجه امرأة ولم يسم أرضا
هامش
1 : همان مرجع ، باب 3 . 2 : همان مرجع ، باب 12 .