غير بر آيد .
ومى توان گفت كه بايد دست از مجموع مسمى بردارد وتمام مهر المثل را بگيرد .
چون نكاح بر مجموع من حيث المجموع وارد شده ، ومجموع من حيث المجموع فاسد
شده . چنان كه ظاهر تحرير است . لكن اين سخن در وقتي خوب است كه قبل از دخول
طلاق نگويد . اما اگر قبل از دخول طلاق بگويد ، پس بايد كه اكتفا كند به نصف مسمى
ونصف مهر المثل ساقط مىشود بنابر تنصيف . يا تمام [ مهر المثل ] ساقط مىشود بنابر
مجموع من حيث المجموع ، ورجوع به ( متعه ) ( 1 ) مىشود ، يعنى زوج چيزى ببخشد به
زوجه در خور وسع أو . ولكن اشكال باز باقي است در اين كه از باب ( مفوضة البضع )
باشد . چون مسمى في الجملة مذكور است . پس شايد اظهر اين باشد كه رجوع شود به
تمام مهر المثل بعد از دخول وطلاق وقبل از هر دو . وبه نصف مهر المثل قبل از دخول
وبعد طلاق . ومحتمل است كه توزيع كنيم بر نصف مسمى ونصف مهر المثل .
ومبناى اين مسأله بر اين مىشود كه ( مهر المثل عوض مهر فاسد است على
الاطلاق ) واز باب مفوضة البضع نيست كه ( دخول ) در ثبوت آن مدخليت داشته باشد .
وظاهر عبارت تحرير هم همين است . واين منافاة ندارد با آية ( 2 ) واخبار [ ى ] ( 3 ) كه
تفصيل دادهاند به حكم به تنصيف مهر به طلاق در زنى كه فريضة ومسمى از براي أو
باشد ، ومتعه از براي آن كه فريضة از براي أو نباشد ( 4 ) زيرا كه مهر فاسد هم داخل فريضة
هامش
1 : اصطلاحا به ( مهر المتعة ) معروف است . وآن در جائى است كه عقد نكاح جارى شده ونامى از مهر به ميان
نيامده واينك قبل از دخول طلاق مىدهد . در اين صورت به ميزان در خور حال خود ، مهر مىپردازد . رجوع
كنيد به پى نويسهاى بعدى كه آية مربوطه آمده است .
2 : لا جناح عليكم ان طلقتكم النساء مالم تمسوهن أو تفرضوا لهن فريضة ومتعوهن على الموسع قدره وعلى المقتر
قدره متاعا بالمعروف حقا على المحسنين - وان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة فنصف
ما فرضتم . . . - 236 و 237 سوره بقره .
3 : وسايل : ج 15 ، أبواب المهور ، باب 48 ح 7 ، 8 ، 10 و 12 . ونيز باب 49 ، ح 8 .
4 : توضيح : يعنى تفصيل دادهاند كه اگر مهر فريضة ( مسمى ) معين شده ، پس بايد نصف آن را بدهد واگر نامى
از مهر به ميان نيامده ، پس با يد ( مهر المتعة ) بپردازد .