تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
مطالبه مىكند صاحب طلب به زبان يا شاهد حال ( مثل فقرا ومحتاجين در زكات وخمس وأمثال اينها ) واجب است [ أداء ] فورا . والا موسع است . وسخن صاحبه كفاية در فرض أول خوب است نه فرض ثاني . وظاهر اين است كه مراد ايشان هم فرض ثاني باشد . وظاهر اين است كه آن اخبارى كه دلالت دارند بر اداى اجرت پيش از خشكيدن عرق ، محمول بر استحباب باشند ، يا بر صورت مطالبه أجير به زبان يا به شاهد . حال . واما آ صورت ثاني يعنى شرط تجيل : پس در آن نيز واجب است تعجيل . وفقها گفته‌اند كه فايده شرط در اينجا تأكيد است . والا اطلاق هم اين افاده را مىكرد . وبعضي زياد كرده‌اند اين كه فايده آن تسليط بر فسخ است در صورت تخلف از شرط ، چنان كه مقتضاى قاعده اشتراط است . همچنانكه در صورت شرط تقدير اجرت بر تسليم هم چنين است . ودر اينجا در معنى تعجيل بايد تفصيل داد كه : اگر مراد ( شرط استحقاق طلب است فورا واين كه مستأجر در أول زمان وجوب بياورد وتسليم كند ، واجب است أداء فورا ، مگر اين كه به اذن صريح يا شاهد حال معلوم شود رضا به تأخير ) پس أصل فور است تا ثابت شود خلاف آن . واگر مراد ( شرط تسلط بر اخذ اجرت باشد فورا ) ، پس آن منافاتى ندارد با عدم وجوب فور در مجهول الحال . وبنابر اين اين مشكل مىشود بحث سابق كه بر صاحب كفاية كرديم . چون فقها در اين مقام على الاطلاق گفته‌اند كه ( شرط تعجيل مفيد تأكيد است ) . واين تمام نمىشود مگر اين كه شرط تعجيل را به معنى استحقاق اخذ فورا ، بگيريم . نه وجوب أداء فورا على الاطلاق . ولكن شرط كردن در هر دو صورت ممكن است . ودور نيست كه مراد ايشان هم در شرط ، شرط تعجيل به همان معنى استحقاق باشد ، واز آن قسم ديگر ساكت باشند . واما صورت ثالث ، يعنى شرط تأجيل : پس آن نيز صحيح است با تعيين مدت به نحوى كه جهالت نباشد ، هر چند به عنوان تقسيم به شهور باشد . مثل اين كه بگويد كه : در مدت پنج ماه هر ماه قسط معينى بدهد .
245 : سوال : هر گاه موجر قدرت بر تسليم عين موجره نداشته باشد ، به اين معنى
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 480 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي