تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
مطالبه جايز نباشد . وبر فرض تقدير ورود عقد اجاره بر أراضي وأشجار ، واين كه قايل شويم به صحت اين عقد - چون أشجار را قبل از استيفاى منافع ، ظالم تلف كرده - در قدر عين تالفه اجاره باطل است ودر باقي خيار فسخ دارد . به جهت آن كه تبعض صفقه ، عيب است . خصوصا هر گاه عمده مقصود ، عين تالفه باشد . وبر تقديرى كه اختيار فسخ هم نداشته باشد ، آنچه در مقابل أشجار بوده از ذمه أو ساقط است ، واگر داده باشد پس مىگيرد . [ و ] اگر شرط دخول أشجار بعد ظهور ميوه يا به دو صلاح آن شده باشد وبه قبض مستأجر داده [ باشد ] ، پس اجاره صحيح ولازم است . وبر موجر چيزى لازم نيست ومستحق تمام وجه اجاره است . هر چند ظالم اتلاف ثمار وأشجار كرده باشد .
209 : سوال : هر گاه شخصي حجره [ اى ] از كاروانسرا به كرايه گرفته ، وبه خاطر جمعى حراست أو مال خود را در آنجا گذارده . شب دزد آمده وپشت بأم حجره را سوراخ كرده أموال أو را برده است . آيا ضمانى بر كاروانسرا دار هست يا نه ؟ - ؟ جواب : دليلي بر ضمان نيست . بلى هر گاه أو را خبر كند كه محافظت وپاسبانى كند ، وتفريط أو را ثابت كند ، ضامن است . والله العالم .
210 : سوال : هر گاه موقوف عليه ملك موقوف را به اجاره بدهد در مدتي ، وقبل از انقضاى مدت ، موجر بميرد . اجاره منفسخ مىشود يا نه ؟ - ؟ جواب : مشهور ميان علما آن است كه منفسخ مىشود . وظاهر هم همين است . لكن استثنا كرده‌اند از اين ، صورتي [ را ] كه موقوف عليه ناظر بر وقف باشد وبه جهت مصلحت بطون ، يا مصلحت كل ، اجاره داده باشد . كه در آنجا فسخ نمىشود .
211 : سوال : هر گاه كسى نصف نفس خود را به اجاره بدهد در مدت يك سال به مبلغ يك تومان به جهت عمل در تجارت مشتركه ما بين موجر ومستأجر . وبعد از آن موجر پنج تومان از مستأجر قرض كند وده تومان هم از خود علاوة كند وضم كند به مبلغ پانزده تومان از مال مستأجر . وعقد مشاركت در ميانه بسته شود ، وبه مقتضاى آن عمل شود . صحيح است يا نه ؟ - ؟ .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 441 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي