تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
تذكره دعوى كرده . وغير أو نيز دعوى كرده - وعارية هم مثل اجاره است در اين معنى . وگوسفند به دليل خارج استثنا شده در عارية كه جايز است آن را به عارية بدهند از براي خوردن شير آن . بلى اشكال در چند چيز وارد مىآيد كه تجويز اجاره آنها شده با وجود آن كه منافع آنها عين تالفه است . مثل اجاره زن از براي شير دادن طفل ، وچاه از براي كشيدن آب ، وقنوات ونهر از براي آب دادن زرع وغير آن ، وصباغ از براي رنگ كردن با وجود تلف رنگ ، وحمام با وجود آن كه آب أو تلف مىشود ، وفحل از براي جهانيدن بر مادة با وجود آن كه منى عين تالفه است ، وأمثال اينها . وبعضي از اينها اجماعى است ومنصوص عليه است . مثل رضاع . وبعضي مختلف فيه ، مثل اجاره چاه از براي آب كشيدن . وقطع نظر از اجماع ونص ، فقها در اينها توجيهات كرده‌اند . مثل اين كه در رضاع اجاره را بر ساير افعال مرضعه وارد كرده‌اند ، از حمل ونقل وگذاردن پستان در دهن رضيع ونحو آن . وشير را تابع بالقصد گرفته‌اند ، هر چند از وجهي ديگر مقصود بالذات شير باشد . واز اينجا حال فحل هم معلوم مىشود ، با وجود آن كه منى را قيمتي نمىباشد . وهمچنين انتفاع به مجراى آب وأصل چاه را أصل قرار داده‌اند وآب را تابع . ومعنى تابعيت در اين مقام دو احتمال دارد : يكى آن كه : عرف وعادت دلالت مىكند به رضاى صاحب اين أعيان در تصرف آنها . در اين ، اشكال وارد مىآيد ، وآن اين است كه محض رضا به تصرف ، از وجوه ملزمه نيست ( 1 ) پس بايد كه صاحب عين قبل از تلف عين تواند رجوع به آن نمود ، وآن خلاف فرض است . بلى اگر اين معنى را در ضمن عقد اجاره شرط كند وجهالتي در آن نباشد ، خوب است ، وشرط محتاج به ايجاب وقبول است . ومحض رضا به سبب عادت مستلزم ايجاب شرط نيست . واحتمال دوم اين كه : مراد از تبعيت اين است كه اجاره آن عين مستلزم ممنوعيت
هامش
1 : از جانب ديگر : تمسك به ( تراضى در اين مسأله ، مصادره به مطلوب است . زيرا أدله منع اجاره اشيائى كه منفعت آنها عين تالفه است ، بر ( الا أن تكون تجارة عن تراض ) حكومت وبلكه ( ورود ) دارد . بنابر اين اگر تراضى از وجوه ملزمه هم باشد ، در اينجا نمىتواند نقشى داشته باشد .