تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
منقضى نشده است . مىرسد ورثه موجر را كه وجه اجاره مدت مسطوره تمام وكمال از ورثه مستأجر بگيرند ؟ . بينوا . جواب : هر گاه عمرو به عنوان توليت در آن وقف تصرف مىكرده بلا منازع ، تصرف أو محمول بر صحت است تا بطلان آن ثابت شود . واظهر اين است كه اجاره به موت موجر ومستأجر هيچ كدام باطل نمىشود . ومواضعى كه استثناء شده . يكى جائى است كه موجر شرط كرده باشد كه مستأجر به خودى خود استيفاى منافع بكند نه غير آن . دوم جائى است كه وقف باشد بر بطون چند كه هر يك از آنها اختيار تصرف أيام حيات خود را دارد . مگر اين كه موقوف عليه متولى وناظر وقف باشد ومصلحت وقف را مطلقا يا در آن مدت در آن اجاره دانسته باشد . كه در اينجا نيز منفسخ نمىشود . سوم جائى است كه وصيت كرده باشد كسى از براي شخصي كه ما دام الحيات از ملك أو به علتي منتفع شود ، وآن شخص به اجاره بدهد ملك را . واين دخلى به ما نحن فيه ندارد . پس هر گاه عمرو متولى صلاح وقف را در آن ديده ، اجاره بر حال خود باقي است . وادعاى تخلل در وجه اجاره را نفهميدم . اگر مراد اين است كه به سبب دعوى يك دانگ ونيم مقدار اجاره متبعض شده وبه اين سبب خواهد فسخ كند ، اين منشأ خيار فسخ نمىشود . بلكه اين اگر منشأ خيار شود از براي مستأجر مىشود نه موجر . واما دعوى اين كه وجه اجاره داده شده است يا باقي است ، پس آن محتاج است ، به مرافعه اينها همه در وقتي است كه أصل عقد اجاره صحيح واقع شده باشد ، وجهالتي در شرط آن نباشد . مثل اين كه معلوم باشد كه خرج تعمير ملك چه قدر مىشود . وهر گاه جهالت باشد أصل عقد باطل مىشود ومستأجر مستحق اجرت المثل عمل است . وموجر مستحق اجرت المثل أيام تصرف ملك . واين نيز محتاج به مرافعه خواهد بود . والله العالم باحكامه .
207 - سؤال : كسى زمينى به كسى اجاره بدهد به وجه معينى در مدت ده سال به مبلغ معينى . وبعد از آن ظاهر شود كه مغبون است . در سال أول در حين اطلاع بر غبن ادعاى غبن كرده . ومستأجر به قدر نقص وجه اجاره را هم علاوة بر مسمى في العقد
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 435 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي