امانت .
جواب : ظاهر اين است كه اين نوع معامله منوط به شرط بوده . به اين معنى كه جواز تصرف
وعمل در آن كه به مقتضاى شرط ضمن العقد است مشروط ومقيد به اين نحو از عمل
بوده لاغير . پس تصرف وعمل بدون آن ، تصرف مأذون وعمل مأمور به نبوده ، واز
باب عمارت فضولي بلكه غصبى مىشود ومستحق اجرتى بر آن عمل نمىشود . واين از
باب عدم عمل به شرط ضمن العقد نيست كه خلاف دارند علما در آن كه آيا به فساد
شرط ، عقد باطل مىشود يا نه ، يا بسبب عدم عمل به شرط مسلط بر فسخ مىشود يا نه .
174 : سوال : شخصي چند پارچه املاك داشت كه آنها را وقف كرده وتوليت آن
را به ارشد أولاد خود قرار داد كرده ، وبعد از فوت واقف به تقريب انقلابات زمان پاره
[ اى ] از آنها بالمرة خراب ومنطمس ولم يزرع افتاده بود . ارشد أولاد كه متولى بود يكى
از آن املاك مخروبه را به چند نفر به مزارعه نود سأله داده ، وآن اشخاص مبالغى خطير
در قنات آن خرج كرده [ اند ] كه آب آن را جارى كردهاند وتخمينا پنجاه سال هم در
تصرف داشتند . وآن شخص متولى در مزارعه نامچه قيد كرده است كه بعد از آبادي
محل آنچه منافع به علم بيايد صد يك آن را به موقوف عليه تسليم نمايد . بعد از چند
مدت ديگر متولى نيز فوت شده . در اين صورت متولى ثاني مدعى مىباشد كه متولى أول
تضييع أموال بطون لاحقه را كرده است ، واين عقد صحيح نيست ، ومزارعه باطل است .
در صورتي كه - دينارى عايد موقوف عليه نمىشد - بعد از آبادي صد يك منافع
ومداخل عايد موقوف عليه شده باشد ، مىتواند شد كه اين مزارعه باطل باشد ؟ .
جواب : بدان كه شرط است در صحت مزارعه وجود آبى كه به آن توان زرع كرد ،
هر چند به آب باران باشد ، يا توان از خارج آب به آنجا آورد . واما هر گاه آن زمين به آب
باران زراعت به عمل نمىآورد وآب از جاى ديگر هم نمىتواند آورد ، عقد مزارعه فاسد
مىشود . وبعد از اجتماع شرايط مزارعه جايز است مزارعه زمين وقف با تعيين مدت .
وظاهر اين است كه طولانى كردن مدت ضرر ندارد ، مگر اين كه واقف شرط كرده باشد كه
از مدت خاصي تجاوز نكند وأو تجاوز كرده باشد . بلى هر گاه منتفع نشد از آن الا به