وحكم به بطلان شود ، زمين مال صاحب زمين وأشجار مال صاحب أشجار است كه غرس
كرده است . ومنافع أشجار مال صاحب أشجار است ، وصاحب زمين مستحق اجرت المثل
زمين است . وهر گاه نهال هم مال صاحب زمين باشد عامل مستحق اجرت عمل خود
است . وصاحب زمين مىتواند كه به صاحب درخت بگويد كه درخت خود را بكن . ودر
صورتي كه أو را امر كرد به كندن درخت بايد أرش درخت [ را ] به أو بدهد . يعنى درخت
را قيمت مىكنند در حالتي كه درخت بر پا باشد بر زمين اجاره دار ، ودر حالتي كه كنده
شود وافتاده شود . وتفاوت ميان اين دو قيمت را به صاحب درخت مىدهند . مثل اين كه
درخت در زمين اجاره دار اگر بر پا باشد به يك تومان مىارزد ، وهر گاه كنده شود وافتاده
شود پنج هزار دينار مىارزد . بايد مالك زمين پنج هزار دينار به صاحب درخت بدهد .
وبه هر حال اختيار كندن با مالك زمين است . وصاحب درخت هم اختيار كندن درخت
خود را دارد هر چند صاحب زمين راضى نباشد ، وبعد از كندن درخت بايد زمين را
هموار كند وريشهها را بر آورد وتدارك شكستگى ونقص زمين را نموده وبه اصلاح
آورده به أو رد نمايد .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 362
مساهمون: الميرزا القمي
ص٣٦٢