تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
خلاف ظاهر است . وظاهر كذب است وغالب علم است ، واين ظاهر ، مقدم است بر أصل . خصوصا كه اين دعوى از اقرار متولد شده وأصل در اقرار اخذ مدلول آن است ، پس آن كه دعوى خلاف مدلول ، مىكند ، مدعى است . و ( لو ترك ترك ) در مادة اين دعوى جديد هم بر أو صادق است براي ادعاى خلاف ظاهر . وفيه تأمل . [ زيرا ] علاوة بر اين كه مىگوئيم در صورتي كه عامل مدعى جهالت شود ( وبگويد كه من نمىدانستم كه مال المضاربة در ذمه قرار نمىگيرد ) ظاهر اين است كه اين جهالت منشأ بطلان عقد مضاربه مىشود ومأخوذ است كه در ذمه أو است وفرض همين است . ( 1 ) پس عامل در اين صورت مدعى فساد است . ومدعى صحت بر أو مقدم است . وجواب از دوم آن است كه : فرق ( 2 ) است ما بين دعوى بعد از اقرار وبدون اقرار . وظاهر آن است كه در صورت اقرار با ادعاى جهل مزبور وقول مالك ( لا علم ) ، لازم است حكم به مقتضاى اقرار ( 3 ) تا خلاف آن به ثبوت برسد . وجهالت حال مضر نيست به مقتضاى اقرار ، چنان كه در ساير عقود دعوى اتفاق كرده‌اند بر اين كه ( دعوى عدم قصد به مدلول ، مسموع ، نيست ) . وچنان كه بينه ويمين أحد أطراف اثبات است ، اقرار هم أحد أطراف است . ومحض ادعاى جهالت به معنى اقرار وكيفيت مقربه ، مخل به آن نيست . ودر اينجا ما مدعى جهالت را قسم مىدهيم با وجود قول مدعى عليه ( لا اعلم ) . به سبب آن كه محض دعوى مثبت امرى نيست . وآن شخص مدعى خلاف اصلى است بر مدعى عليه . ودر اينجا مدعى عليه در ميان نيست ، بلكه بيان مدلول كلام خود را مىكند ومىگويد مراد من اين بود . ومالك مىگويد من نمىدانم واقرار كردى ومدلول اقرار اين است و ( اقرار العقلا على أنفسهم جايز ما لم يعلم كذبه وخلافه ) . پس قسمي هم متوجه مالك نمىشود ، وبه مقتضاى اقرار عمل مىشود . بلى ، اگر ادعا كند عامل كه تو هم علم دارى كه اقرار من از راه جهل بود ، قسم
هامش
1 : در نسخه : مأخوذ است كه در ضمه نيست أو فرق ما فرض همين است . 2 : در نسخه : دو فرق است 3 : عبارت نسخه : لا اعلم آن كه عالم أم لا اجر تا حاكم است در حكم . . .