تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
سهام يا بين احاد واشخاص شركا واقع مىشود يا ما بين [ حصه ] دو نفر ( مثلا ) وحصه دو نفر ديگر . گو حصه هر يك از آن دو نفر باز بر اشاعه باقي مانده [ باشد ] ودر ما نحن فيه [ نه ] تميز ما بين سهام كل واحد از اشخاص به جا مانده ، ونه تميز ما بين اين جماعت وآن جماعت . واين كه مىگويند ( ما راضى هستيم كه آن كه قسم خورده نصف حصه خود را كه نصف سدس است از اين نصف بگيرد ونصف [ ديگر ] سدس را از آن نصف ديگر . ) به اشتهاى آنها نيست . گاه است كه آن كه قسم خورده راضى به آن نباشد . [ واگر راضى شود ] اين محض تراضى است . هر گاه همه راضى باشند به اين نحو كه أو حصه خود را نصف از اينجا بگيرد ونصف از آنجا ، اين محتاج است به معامله جديده . زيرا كه اين شخص داخل يك طرف است بالفرض . پس هر گاه قسمت نسبت به أو باطل شده وأو خواهد كه نصف سدس را از طرف ديگر بگيرد ، بايد آن طرف هم نصف سدسى از آن طرف در عوض آن بگيرد . تا آن كه مساواة ميان شش نفر حاصل شود . واين معنى قسمت ، نيست . وچنان كه اين نصف سدس كه صاحب قسم از آن طرف مىگيرد شايع مىشود در ( 1 ) جزء لايتجز [ ا ] ى ، اين نصف كه شركاى اين طرف مىگيرند هم شايع مىشود در جز لايتجز [ ا ] ى اين طرف ، وتمايز حقوق به هيچ يك از آن دو معنى سابق متحقق نمىشود . بلى هر گاه مجددا تراضى واقع شود كه مجموع شش دانگ به اين نحو قسمت شود كه دو دانگ ونيم ما بين آن دو نفر ونصف حصه صاحب قسم باشد ، وسه دانگ ونيم ما بين آن سه نفر ديگر ونصف حصه صاحب قسم . وبه قرعه يا تراضى راضى شوند . آن قسمت جديدى است وصحيح است . وبه هر حال آنچه بعض شركا به آن متمسك شده ، بي وجه است .
156 : سوال : لو ظهر بعض المقسم [ مستحقا للغير ] فهل تبطل القسمة أم لا ؟ - ؟ . جواب : ان كان [ حصة ] المستحق معينا وكان كله أو أكثره في نصيب أحدهما ، بطلت القسمة . ووجه ظاهر . لفوات حق من اتفق المستحق في نصيبه . وان كان في
هامش
1 : در نسخه : هر چند .