تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
وبدان كه : خلاف كرده‌اند در اين كه هر گاه خيار از براي مورث باشد در زمين كه آيا خيار به ميراث مىرسد از براي زوجه كه ممنوع است از زمين مطلقا ( بنابر قولي كه مختار ما است ) يا غير ذات الولد باشد ( بنابر قول ديگر ) - ؟ . واظهر در نظر حقير اين است كه خيار به ارث مىرسد به أو . يعنى مىتواند فسخ كند وامضا كند ، خواه مورث آن زمين را خريده باشد ( كه بسبب فسخ ، قيمت برگردد واز آن به قدر حصه خود ميراث برد ) وخواه زمين را فروخته باشد كه بسبب فسخ زمين برگردد وچيزى از زمين عايد آن نشود . وبعضي تجويز نكرده‌اند . وبعضي تفصيل داده‌اند كه اگر زمين را مورث خريده فسخ به أو مىرسد . واگر فروخته نمىرسد . وبعضي در صورت خريدن منع كرده‌اند ودر صورت فروختن اشكال كرده‌اند . ( 1 )
108 : سئوال : هر گاه كسى ملكي موقوف بر فقرا را از متولى آن - به صيغه مصالحه ، منافع آن را در مدت معينه - به خود منتقل كرده باشد . وبعد از آن به عقد مزارعه به زيد بدهد ، در مدت پنج سال ( مثلا ) وبعد از آن قبل از حصول محصول ، مصالحه كند حق المزارعة خود را به مبلغ پنج تومان كه در هر سال از زيد بگيرد . آيا اين مصالحه حق المزارعة ، صحيح است يا نه ؟ - ؟ . وبر فرض صحت ، آيا آن شخص دعوى غبن آن مصالحه را مىتواند كرد يا نه ؟ - ؟ . جواب : بلى مصالحه - نظر به عمومات أدله - صحيح است . وظاهر اين است كه حصول محصول شرط صحت مصالحه نيست . وآنچه گوشزد سائل شده در مسأله ( تقبل ومقاطعه ) [ است ] كه فقها ذكر كرده‌اند كه جايز است كه مزارع خرص كند غله را بعد از بلوغ آن وانعقاد حب ، يا سنبل شدن آن ( على اختلاف عباراتهم ) ومقدارى معين كند وبگويد كه ( اين قدر را به من بده وباقي از تو ) . صحيح است ، ودر اين مسأله بلوغ حاصل ، شرط است . ومسئله ما از اين باب نيست . واين جا هم مقام تحقيق اين مسأله نيست . وأصل سئوال متضمن چند مطلب است : أول : منتقل ساختن منافع عين موقوفه
هامش
1 : ياد آورى : در مسأله بالا كه متن آن عربى بود فروعات اين مسأله بيشتر شرح داده شده .