تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مصحلت . حال زيد مىگويد به عمرو كه پنجاه تومان ديگر مرا بده . عمرو مىگويد كه دعواي تو بر من همين پنجاه تومان بود كه صلح نمودى وادعاى ديگر ندارى . آيا سخن زيد مسموع است يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر چند كه سماع دعوى پنجاه تومان تازه ، محل اشكال نيست . ولكن چون ظاهر اين است كه طرفين معترفند كه دعوى يك دعوى بود ، وهر دو معترفند كه پنجاه تومان دعوى صلح شده به وجه معين ، لكن نزاع در سر اين دارند كه ( مدعى به ) در حال مصالحه ، صد تومان بود وصلح از نصف آن شده يا مدعى به همان پنجاه تومان بود وصلح از مجموع مدعى به شده وديگر از آن باب حقي بر ذمه عمرو باقي نمانده . پس [ زيد ] مدعى اين است كه مدعى به در آن حال صد تومان بود وصلح از پنجاه تومان شده وتتمه دعوى باقي است . وعمرو مدعى اين است كه مدعى به پنجاه تومان بود لاغير ، وديگر حقي باقي نيست . پس ظاهر اين است كه بافقد بينه ، قول عمرو مقدم است با يمين . به جهت أصل برائت وعدم زيادتى . هر چند از حيثيت اين كه دعوى فعل زيد است وأو اعرف است به فعل خود ، ولكن اين معنى مقاومت با أصل نمىكند . بلكه ادعاى عمرو مطابق ظاهر هم هست ، چون اين سخن زيد كه براي مصلحتى از پنجاه تومان ساكت شده ، خلاف ظاهر است .
91 : سوال : در صورت مزبوره عمرو در وقت مطالبه پنجاه تومان ثاني به زيد گفت كه ( هر گاه راضى نيستى مصالحه [ را ] فسخ كن ) . وزيد هم ( فسخت ) گفت . وبعد عمرو مىگويد كه تو ( فسخت ) گفتى ومن ( قبلت ) نگفتم . وزيد گفت كه تو گفتى ( فسخ كن ) من ( فسخت ) گفتم به رضاى تو . آيا به همين لفظ ، فسخ حاصل مىشود يا نه ؟ - ؟ . وسخن كداميك مسموع است ؟ . جواب : ظاهر اين است كه در تقايل وتفاسخ عقود لازم ، از طرفين شرط است تلفظ به لفظي كه دلالت كند بر ( انشاء فسخ ) . مثل اين كه هر دو دفعتا بگويند ( تفاسخنا - أو - تقايلنا ) ، يا به فاصله قليلي . يا آن كه يكى بگويد ( فسخت ) وديگرى بگويد
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 192 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي