تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بزرگ ، مىشود وبيرون مىرود به مزرع . ودر نهر مشترك تصرفى نكرده . الحال بعضي از ملاك نهر راضى وبعضي مانعند از آب بردن عمرو . آيا جايز است عمرو را اين تصرف يا نه ؟ - ؟ . وآيا مانعين را مىرسد منع يا نه ؟ - ؟ . وآيا هر گاه عمرو آب مذكور را در روز نوبه أحد ملاك آب كه راضى هستند ببرد ساير ملاك مىتوانند مانع شد يا نه ؟ - ؟ . وآيا اين نوبت ومهايات لزوم دارد يا نه ؟ - ؟ . وبر فرضى كه لزوم ندارد آيا عمرو مىتواند كه مانع تصرف ساير شركاء شد يا نه ؟ - ؟ . وآيا هر كس كه صاحب نوبه سابق است بر أو لازم است كه آب را از ملك خود قطع كند ؟ يا اين كه بر صاحب نوبه لاحق است كه آب را سد نمايد وآب را ببرد به مزرع خود ؟ . جواب : ملاكى كه راضى نيستند كه عمرو آب ببرد به خانه خود به پاياب خود ، مىتوانند مانع عمرو شوند از بردن آب . چون اين معنى تصرفى است در أصل آب شركاء بدون اذن ايشان . وأيضا تصرفى است در خانه نهر مشترك كه مجراى آب است به چاه زيد . وجواز تصرف زيد به سبب استمرار از استحقاق قديم منشأ جواز تصرف عمرو نمىشود . هر چند عمرو شق نهرى تازه به آن خانه نهر نكرده است . واز اينجا معلوم شد كه در درون نوبه خود يا نوبه ساير شركاء كه راضى هستند هم نمىتواند آب از آن مجرا ببرد ، هر چند آب مال خود أو يا مال شركائي است كه راضىاند . واما سؤال از لزوم نوبت ومهايات : پس آن عقد لازمى نيست . وهر وقت بخواهند بر هم مىزنند . ووقتي كه بر هم زدند آن شخصي كه نوبت خود را برده بايد اجرت المثل مجرا را به قدر حصه شركاء به آنها رساند . واما سوال از مانع شدن عمرو وساير شركاء از تصرف در آن : پس اگر مراد منع مطلق است پس آن بي وجه است . واگر مراد عدم رضاى تصرف بر نوبه قديم [ است ] و [ مى ] خواهد تجديد بناى نو به ومهايات گذارد ، يا هر گاه كه ممكن شود خواهد قسمت آب بكند ، مىتواند كه چنين كند . اما ايشان را معطل نمىتواند گذاشت كه انتقام بكشد وآب شركا از ميان برود . بلكه بايد فورا بناى درستى بگذارد به رضاى شركا . واما سوال از سد آب بعد از انقطاع : پس ظاهر اين است كه بر صاحب نوبه أول
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 179 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي