تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
حسب الحكم حاكم پر نموده . وبعد از رفع حاجت ، قدرى آب در ته آن مانده بعد از آن در فصل زمستان آب مباح بسيارى داخل آن شده . وبيرون ريختن آب متعسر است ، وبر فرض امكان آيا كي مىتواند در آن تصرف نمايد ؟ . وهر گاه خواسته باشد نقل كند به مكان اصلى ( يعنى قنات ) تعسر وتعذر آن بيشتر است . وبر فرض امكان ، چون آب به روز وساعت قسمت مىشود ودر باغات شرب مىشود محال است كه تخمين سى هزار كر آب را به كاسه وكوزه در ميان ايشان تقسيم كرد ، وهر يك از ملاك در وقت شرب باغ أو حصه أو را تسليم أو نمود . وبر فرض محال هيچ فائده معتد به از اين از براي ايشان حاصل نمىشود . وعلى اى حال ، هر گاه اين آب در اين آب انبار . بماند گاه هست كه سى سال هم باقي بماند ووقف از مصرف خود كه منفعت مسلمين است ( در وضو وغسل وغيره ) معطل است . وموقوف عليهم از حق خود محروم . آيا چاره اين در ( دين سمحه سهله ) چه خواهد بود ؟ جواب : ظاهر اين است كه اين آب در حكم تالف باشد كه مالك از آن اعراض كرده باشد . مثل خرمن گندمى كه باد آن را متفرق كرده باشد وهر دانه از آن در گوشه [ اى ] افتاده باشد . خصوصا در وقتي كه وقت زمستان بر آن داخل شده كه هيچ حاجتي بر آن از براي ملاك باقي نمىماند . وليكن أهل آب انبار در آن وقت محتاجند كه آب در آن جمع كنند از براي تابستان . پس در آن وقت حرمتي از براي اين سال باقي نمىماند . وبهتر اين است كه در اين وقت به صاحبان آب موجود بگويند كه يا آب خود را ببريد يا حلال كنيد والا ما آب انبار را معطل نخواهيم گذاشت . وهر گاه نكنند حجت ايشان ساقط مىشود . وبهتر اين است كه در اين وقت به عرض حاكم شرع هم برسانند كه يا آنها را الزام كند يا خود آنچه داند بكند . واز براي غايب وصغير حاكم شرع يا عدول مومنين - اگر حاكم شرع نباشد - به گنجايش وقت تصرف أهل آب انبار ( نه وقت تصرف غاصب ) قيمتي ملاحظه كنند . وظاهر اين است كه به هر چه أهل خبره قيمتي از براي آن بگويند [ همان خواهد بود ] ( 1 ) . خلاصه
هامش
1 : عبارت نسخه : . . . قيمتي ملاحظه كنند وبه هر چه أهل خبره گويند وظاهر اين است كه قيمتي از براي آن بگويند .