تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
تو مستحق نيستى . به سبب آن كه اين تصرف ، تصرفى است در ملك غير وبه عنوان عارية بوده ولزومى ندارد . ومدعى است چون ادعاى خلاف ظاهر مىكند . چون ظاهر يد ، استحقاق است . وبايد شاهد بياورد بر عارية بودن واين كه يد أو يد عدوان است . پس قول صاحب سقف كه درخت أو بر سر ديوار است ، مقدم است با يمين . اين است حاصل مراد شهيد ( ره ) در دروس . واين سخن بعينه جارى است در همه مثال‌ها . يعنى ناودان ومجراى آب وراه آمد وشد وغير آن . كه قول مدعى استحقاق اين أمور مقدم است . چون ذو اليد است بر آن منفعت خاصه ملك . وچنان كه يد بر أعيان ، معتبر است ، بر منافع هم معتبر است ، وچون ممكن است كه به وجه صحيحي مثل صلح يا غير [ آن ] . اين حق به أو منتقل شده باشد ويد بر آن دارد . تا عدوان آن ثابت نشده نمىتوان مانع أو شد . واز اينجا ظاهر مىشود حكم صورت جهل طرفين به حال ، وندانند كه وجه تصرف ، چه بوده است . چون يد مسلمى به همين نحو بر اين بوده به اين نهج ، وأصل صحت آن است . وبدون دليلي منع آن نمىتوان كرد . پس هم ميانه خود وخدا جايز است تصرف در آن . وهم در ظاهر حكم هيچ يك بر ديگرى راهى ندارد . وبعد از ظهور دعوى ، حكم آن چيز ديگر است كه به مرافعه طي مىشود . وحكم آن همان است كه گفتيم . وهر گاه اين را دانستى ، مىرويم بر سر أصل مسأله ومى گوئيم كه اين هم از باب همان مسائل سابقه است كه اين شخص را يدي بر انتفاع آن مال غير كه آن آب مشترك است هست ونمىداند كه اين يد أو ناشى از ارث پدر أو است ، از كجا است . وبه عبارت أخرى : مىبيند كه حوضي كه از پدر به أو منتقل شده حق الشربى ( به اين نحو كه آب از نهر مشترك داخل آن بشود وبيرون رود وبه همان نهر داخل شود ) داشته ونمىداند كه سبب وجهت اين استحقاق از مال غير چه بوده . پس مىگوئيم كه مادامى كه كسى با اين شخص سخنى نمىگويد وأو را منع نمىكند ، جايز است از براي أو تصرف . وفعل والد أو محمول بر صحت است . ومادامى كه - شركا - ظاهر نشده عدوان والد اين شخص ، ايشان هم مزاحم أو نمىتوانند شد . واما هر گاه شركا ادعا كنند كه
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 138 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي