تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
والد در آن شركتى داشته جدولى جدا كرده وقدرى آب به آن حوض مىآورده ، واز آن حوض بيرون مىرفته وباز داخل همان نهر مشترك مىشده . وبه اين استمرار هست وضررى هم به أرباب آن نهر نمىرسد . واين شخص علم ندارد كه والد أو به رضاى شركاء به عنوان عقد لازمى - مثل صلح - يا به عنوان غصب وعدم رضا آورده . آيا جايز است تصرف در آن آب ؟ . ووضو وغسل در آن صحيح است يا نه ؟ - ؟ . والحال چه كند كه از تشويش فارغ شود - ؟ . جواب : نظير اين مسأله است همان كه علامه در قواعد وتحرير ذكر كرده است در مسأله اين كه هر گاه كسى ببيند بنائي را از خود ، يا مجراى آب خود را در ملك غير ، يا درخت خود را كه بر سر ديوار غير گذاشته‌اند ، يا ناودان بأم خود را ببيند كه آب آن در ملك غير مىريزد ، يا راه آمد وشد خود را در ملك غير ببيند ، وسبب آن بر أو معلوم نباشد . وگفته است كه در استحقاق استمرار آن اشكال هست . وهم چنين هر گاه خراب شود آن بنا ، يا ديوار ، يا پشت بأم وثانيا مالك آن را بسازد ، آيا اين شخص باز مستحق همان حق سابق هست يا نه . وبعد از آن گفته است كه ( هر گاه اختلاف كنند در استحقاق ، محتمل است كه قول صاحب بنا ودرخت وناودان ومجراى آب مقدم باشد . به جهت آن كه ظاهر اين است كه تصرف به حق است ، چون يد مسلم بر آن است . ومحتمل است كه جايز نباشد چون أصل اين است كه كسى را حقي در ملك غير نباشد ) . ودر قواعد ترجيح احتمال دوم را داده . وهم چنين فخر المحققين در شرح آن . واز شيخ نقل شده است قول به ترجيح احتمال أول . واظهر در نظر حقير در صورت دعوى حقيقت به عنوان جزم ( 1 ) تقدم قول مدعى حق ، است . چون ذو اليد است ، ويد چنان كه بر عين واقع مىشود ، بر حق هم واقع مىشود . وقوت يد ورجحان أو به سر حدى است كه فقها خلاف كرده‌اند كه آيا به مجرد
هامش
1 : ميرزا ( ره ) در اينجا تقدم قول مدعى حق ، را مشروط مىداند به ( جزم ) . در صورتي كه در مسأله شماره 39 ( جزم ) را شرط ( سماع دعوى ) ، قرار نداد . ومى دانيم كه ميان ( سماع دعوى ) و ( تقدم قول مدعى حق ) در اين مسأله ملازمه هست ، بل هر دو يك چيز هستند .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 136 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي