تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
تجديد معامله بكنند . هر گاه اين مقدمات را دانستى بر مىگرديم بر سر أصل مسأله ومىگوئيم : هر چند جهالت ( رايج راس ميعاد ) مضربه به معامله صلح نباشد - چنان كه تحقيق كرديم در مقدمه أول كه در صلح ابتدائي هم جهالت مضر نيست ، هر چند در عوض . باشد خصوصا در جائى كه استعلام ممكن نيست ، وغررى كه منشأ سفه باشد در نزد عقلا ، هم لازم نيايد - لكن نظر به آنچه در مقدمه ثانيه تحقيق كرديم كه صلح ربوى هم حرام است ، وربا در صلح هم جارى مىشود ، ودر مقدمه ثالثه تحقيق كرديم كه رباى نفس الامرى حرام است ومشروط به علم بالفعل نيست ، وچنان كه با علم بالفعل به ربا با تعيين حرام است ، با توطين نفس بر قدر مشترك ما بين ربا وغير ربا هر چند نه علم به حصول آن باشد ونه تعيين آن كند ، نيز حرام است . پس در اينجا چنان كه اگر كاشف به عمل آيد كه ( رايج راس ميعاد ) فاضل يا ناقص است از ( رايج حين معامله ) ، ربا وفاسد است . وهم چنين از راه اين كه در أول توطين نفس كرده بر اخذ قدر مشترك ما بين زايد وناقص مساوى هم حرام وفاسد است ، هر چند كاشف به عمل آيد كه در حين راس ميعاد ، هيچ تفاوت نكرده باشد . والله العالم بحقايق احكامه .
45 و 46 سوال : هر گاه زيد صلح كند مالي را بر ولد خود عمرو ، كه بعد از مردن أو از براي أو يك سال نماز يا روزه ( مثلا ) به عمل آورد . آيا اين صلح صحيح است يا نه ؟ - ؟ . وبر فرض صحت ، آيا اطلاق منصرف به فور مىشود يا نه ؟ - ؟ . وآيا جايز است تصرف در آن مال قبل از اتيان به آن عمل يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر گاه آن ( عبادت بعد از مردن ) را أحد عوضين قرار دهد ، ظاهر اين است كه صحيح نباشد . به جهت آن كه شرط است در عوضين ملكيت وتسلط ، واين كه در تحت يد وقدرت أو باشد . وچون موت وحيات در دست جناب أقدس الهى است ومعلوم نيست كه پدر پيش از پسر بميرد ، پس تسلط آن ولد بر اين عمل بعد موت پدر مقصود است . واين از باب بيع سلف نيست . به جهت آن كه در اينجا معلق نيست به ملك به امر غير مقدور ودر همان حال عقد ، مبيع منتقل مىشود به مشترى وثمن بايع . بيش از اين نيست كه مدتي از براي