تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
وبعضي از آنها عمومات ساير أدله است . مثل ( أوفوا بالعقود ) و ( الا أن تكون تجارة عن تراض منكم ) وأمثال آن . وبعضي از آن اجماع است ، كه در بعضي مواقع يقيني است ودر بعضي اجماع منقول . وچيزى كه دليل تواند شد بر صلح ابتدائي ، همين عمومات اخيره است واجماع منقول . اما اجماع منقول پس آن در صورت جهالت عوض ، مشكل است . چنان كه از خود مدعى اجماع كه علامه است در تذكره ظاهر مىشود . واما در معوض پس آن در دعوى سابقه ومطالبه قديمه آن قدرى كه مسلم است صورت تعذر مطلق حصول علم است . وصورت امكان علم محل خلاف واشكال بود ، چنان كه دانستى ، چه جاى صلح ابتدائي . ودر كلمات ايشان بسيار مذكور است كه شرط كرده‌اند در صلح ابتدائي تعيين را در معوض . مثل جائى كه صلح كند كسى نهر آب خود را در زمين غير ببرد ، يا آب باران أو بر پشت بأم ديگرى جارى شود ، ويا قناتى در زمين غير احداث كند ، يا بنائي در آنجا بسازد ، وأمثال آن . خصوصا در عبارت دروس كه صلح هواي همسايه وزمين أو از براي شاخه وريشه درخت مذكور شد . مگر اين كه بگوئيم كه اينها همه در صورت امكان استعلام است با عدم لزوم عسر وحرج . وظاهر هم اين است . پس حاصل دليل در صحت صلح ابتدائي در صورت جهالت ، همان عمومات است با شهرت بين الأصحاب ، وتنبيه بعض اخبار ، وعلتي كه در بعضي از آنها مذكور است كه تراضى وطيب نفس است . وهم چنين عموم نفى عسر وحرج وضرر . وظاهر اجماع منقول وظهور عدم قول به فصل ما بين صلح ابتدائي وصلح حقوق قديمه . وظاهر اين است كه فرقى ما بين عوض ومعوض نباشد . وفرق ما بين عوض ومعوض - چنان كه از عبارت علامه ظاهر مىشود اگر مراد أو جواز جهالت عوض است على الاطلاق - دليل آن وضوحى ندارد . وبه سبب ظهور مخالفت أو دست از ساير أدله برنمىداريم ، ودر برابر آنها چيزى نيست الا أدله نفى غرر وحرمة معامله غرر . وهر چند نسبت آنها وساير أدله عموم من وجه است لكن بنا بر أدله ، أولى است به متابعت ، به سبب أصل برائت واعتضاد به شهرت ونفى عسر وحرج وغير ذلك . خصوصا اين كه هر گاه عيبى حاصل شود به سبب جهالت ، منجر مىشود به خيار . چنان كه اظهر واشهر
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 122 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي