تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
از توابع آن هست اما محل خاكروبه وبرف انداز داخل نيست .
39 : سوال : تصرفات قديمه در ملك غير مثل عبور ونصب ميزاب واجراء آب وانداختن برف ( غير معلوم الوجه لزوما واذنا ) . آيا محمول است بر لزوم ؟ وجايز نيست مالك را اليوم منع آنها ؟ يا محمول است بر عدم لزوم وجايز است مالك را منع آنها ؟ جواب : اظهر در نظر حقير آن است كه هر گاه صاحب ملك منع استحقاق صاحب ميزاب وأمثال آن نمايد ، وصاحب ميزاب وأمثال آن متشبث به استحقاق سابقه باشد ، ( 1 ) ! قول قول صاحب ميزاب وأمثال آن است . به جهت آن كه ذ اليد است . وچنان كه يد در أعيان موجب ملكيت است ( هر چند احتمال اجاره وعارية ثابت باشد ) همچنين در حقوق ومنافع . به جهت آن كه حق نصب ميزاب وأمثال آن در ملك غير ، از أموري است كه صلح ابدى در آن جارى مىشود [ و ] موجب تملك حقوق مزبوره مىشود . وتقارن ملكيت عين از براي مالك وحق از براي صاحب ميزاب هم ممكن الحصول است . پس أصل تأخر حق ميزاب هم معنى ندارد ، كه صاحب ملك به أو بگويد كه تو اثبات حق خود بكن . پس ( يد على الاستمرار ) ظاهر در ( [ ت‍ ] ملك على الاستمرار ) است . وعلامه ( ره ) در قواعد وولدش حكم بر [ تقديم ] قول صاحب ملك كرده‌اند ، به جهت اصالة عدم استحقاق غير در ملك ايشان . وآن معارض است به ظاهر يد . واين ( ظاهر ) بر ( أصل ) مقدم است . وحال أصل را هم دانستى . ودانستى كه ثبوت ملكيت صاحب زمين منافاة با ثبوت حق غير در آن ندارد . ومثل اين است كلام در اين كه چوب‌هاى سقف همسايه بر سر ديوار خانه أو باشد . وگويا از اين جهت علامه در تحرير توقف در تقديم قول أحدهما كرده است . ودر صورتي كه هيچ يك علم به سبب گذاشتن درخت همسايه بر ديوار نداشته
هامش
1 : توضيح : تشبث به استحقاق سابقه ، تفاوت دارد با ( ادعاى جازمانه بر حق لزوما ) . معناى أولى اين است كه صاحب ميزاب جزم بر حق خود ندارد وتنها با تمسك بر ( اصالة اللزوم ) اجتهاد مىكند كه صاحب حق است . وچنين فتوائى خصوصا در ميان متأخرين از شيخ ، كمتر طرفدار دارد رجوع كنيد به ذيل مسأله 43 ، از همين مجلد . ونيز به مسأله 48 .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 103 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي