از توابع آن هست اما محل خاكروبه وبرف انداز داخل نيست .
39 : سوال : تصرفات قديمه در ملك غير مثل عبور ونصب ميزاب واجراء آب
وانداختن برف ( غير معلوم الوجه لزوما واذنا ) . آيا محمول است بر لزوم ؟ وجايز نيست
مالك را اليوم منع آنها ؟ يا محمول است بر عدم لزوم وجايز است مالك را منع آنها ؟
جواب : اظهر در نظر حقير آن است كه هر گاه صاحب ملك منع استحقاق صاحب
ميزاب وأمثال آن نمايد ، وصاحب ميزاب وأمثال آن متشبث به استحقاق سابقه باشد ، ( 1 ) !
قول قول صاحب ميزاب وأمثال آن است . به جهت آن كه ذ اليد است . وچنان كه يد در
أعيان موجب ملكيت است ( هر چند احتمال اجاره وعارية ثابت باشد ) همچنين در حقوق
ومنافع . به جهت آن كه حق نصب ميزاب وأمثال آن در ملك غير ، از أموري است كه صلح
ابدى در آن جارى مىشود [ و ] موجب تملك حقوق مزبوره مىشود . وتقارن ملكيت عين
از براي مالك وحق از براي صاحب ميزاب هم ممكن الحصول است . پس أصل تأخر حق
ميزاب هم معنى ندارد ، كه صاحب ملك به أو بگويد كه تو اثبات حق خود بكن . پس ( يد
على الاستمرار ) ظاهر در ( [ ت ] ملك على الاستمرار ) است .
وعلامه ( ره ) در قواعد وولدش حكم بر [ تقديم ] قول صاحب ملك كردهاند ، به
جهت اصالة عدم استحقاق غير در ملك ايشان . وآن معارض است به ظاهر يد . واين
( ظاهر ) بر ( أصل ) مقدم است . وحال أصل را هم دانستى . ودانستى كه ثبوت ملكيت
صاحب زمين منافاة با ثبوت حق غير در آن ندارد . ومثل اين است كلام در اين كه
چوبهاى سقف همسايه بر سر ديوار خانه أو باشد . وگويا از اين جهت علامه در تحرير
توقف در تقديم قول أحدهما كرده است .
ودر صورتي كه هيچ يك علم به سبب گذاشتن درخت همسايه بر ديوار نداشته
هامش
1 : توضيح : تشبث به استحقاق سابقه ، تفاوت دارد با ( ادعاى جازمانه بر حق لزوما ) . معناى أولى اين است كه
صاحب ميزاب جزم بر حق خود ندارد وتنها با تمسك بر ( اصالة اللزوم ) اجتهاد مىكند كه صاحب حق است .
وچنين فتوائى خصوصا در ميان متأخرين از شيخ ، كمتر طرفدار دارد رجوع كنيد به ذيل مسأله 43 ، از همين
مجلد . ونيز به مسأله 48 .