تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
پسر خود زيد نام ، به سواي يك خانه . ( 1 ) واز براي عمارت دو راه باشد كه از هر دو به آن عمارت تردد مىشود . ويك خانه از جمله آن عمارت از براي خود گذاشته باشد كه آن نزديك به يكى از آن دو معبر باشد . وبعد از آن اين يك خانه را هم ببخشد به پسر ديگر خود عمرو نام . وعمر مذكور چند وقتي از هر دو معبر تردد كند . وبعد از آن زيد أو را منع كند وبگويد از همان معبر تردد كن كه نزديك خانه تو است . وزينب هم بگويد كه من همان معبر را به تو داده‌ام ودر معبر ديگر حقي ندارى . در اين صورت حق باكى است ؟ جواب : ظاهرا حق با زيد است . به جهت آن كه آنچه در عرف وعادت از مرافق وتوابع دار محسوب مىشود - كه بسبب آن حكم مىشود به دخول در بيع وهبه وأمثال آن - در صورت عدم تصريح در حال عقد ، همان حق العبور في الجملة است . ومفروض اين است كه زينب خانه را با توابع آن كه عرفا از آن محسوب مىشود به زيد بخشيده ، وبه اعتراف أو زيد در هر دو معبر صاحب حق است . وآنچه از براي خود باقي گذاشته بود يك ( يورد ) ( 2 ) بود . وآنچه از توابع آن يك يورد محسوب مىشود حق معبر في الجملة است ، نه معبر خاصي . خصوصا در صورتي كه آن حق را در أقرب معبرها از براي آن قرار بدهند . پس در اين صورت ادعاى عمرو به معبر ديگر صورتي ندارد ، خصوصا با انكار زينب انتقال معبر ديگر را به أو . وهر گاه كسى بگويد كه معبرها هر دو از مرافق وتوابع آن خانه است بالفرض . وهر يورد كه در آن خانه است در اين شريك است . آن مدفوع است به اين كه ملازمه نيست ما بين حق كل وحق جزء . بلكه مىتواند شد كه جزئي از جمله مرافق كه محسوب باشد در عرف ، واز مرافق جزء محسوب نباشد . مثل خاكروبه وبرف انداز ( وأمثال آن ) كه از مرافق خانه است واز مرافق چاه نيست . پس اگر كسى چاهى از خانه خود بفروشد معبر
هامش
1 : مراد يك أطاق ويك سلول است . 2 : يورد يك واژه تركى است كه در أصل معناى مجموعه سلولى گفته مىشود وگاهى به معناى بوم ووطن هم به كار مىرود . ليكن مراد ميرزا ( ره ) در اينجا همان يك سلول واحد است .