كتاب الحجر والتفليس
191 - سؤال : زيد صداقى بايد به زوجه خود بدهد . زوجه فوت شده وصداق أو مانده ،
وزيد مال أو بيش از آن نيست كه اداى آن صداق را بكند . با وجود آن زن ديگر بگيرد
واين مال را به آن زن يا به أولاد خود مىبخشد . اين هبه صحيح است يا نه ؟ - ؟ .
جواب : بلى صحيح است و [ اگر ] صاحب طلب بيايد وبه حاكم شرع عرض كند كه
أو را از مال خود منع كند وحاكم هم أو را منع بكند . در آن وقت اگر تصرف در مال خود
بكند صحيح نيست .
192 - سؤال : زيد متوفى وزوجه وسه صغير از أو ماند ، وبرادر زيد مزبور يك سال
متجاوز بدون اذن حاكم شرع نفقهء آنها را داده . حال از مال صغار مىتواند اخذ كند يا
نه ؟ - ؟ .
جواب : هر گاه اذن حاكم شرعي ممكن نبوده وبه صلاح [ ديد ] جمعى از عدول
مؤمنين ، اين كار را كرده وبه نيت قرض نفقه كرده است ، مىتواند بر دارد . و [ در ]
برداشتن قرض با وجود امكان اذن حاكم شرع بدون اذن بر ندارد . واگر از أول اذن
حاكم شرعي ممكن بوده ونكرده است ، معلوم نيست كه از براي أو جايز باشد كه تنخواه
را بر دارد .
193 - سؤال : عالمي غير حاكم شرع جامع الشرايط ، نصب قيم از براي أيتام وغير أيتام