تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
150 - سئوال : متعارف در اين بلاد ، اين است كه ملكي را بيع شرط مىكنند ، وبعد از آن بايع اجاره مىكند . آيا در صورتي كه بايع در أيام خيار ، رد ثمن ، نمايد به سوى مشترى وفسخ نمايد ، وجه اجاره را توزيع بر مدت ، بايد كرد يا نه ؟ - ؟ ودر صورتي كه توزيع بر مدت كند ، آيا هر گاه از براي بعض مزيتى بوده باشد ( يعنى منافع مبيع در آن مدت بيشتر بوده باشد ) ملاحظهء آن را بايد كرد يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر گاه مبيع مشروط به خيار ، زمان خيار آن بعد از مدتي است ، وخيار در آخر آن مدت است ، ومشترى به اجاره داده است ملك را در مجموع آن مدت ، وقبل از رسيدن زمان خيار كه در آخر مدت است ، اتفاق افتد كه رد مثل ثمن ، كند ومشترى هم قبول كند ، وبايع فسخ كند . اين از بابت " تقايل " خواهد بود ، نه فسخ . وبه سبب تقايل در بيع ، تقايل در اجاره حاصل نمىشود . مگر اينكه على حده در آن هم تقايل كنند . وبعد از تقايل در اجاره ، مشترى از وجه اجاره به قدر زمان گذشته مطالبه مىكند ، وملاحظهء أزمنة در مقدار وجه اجاره مىشود . هر گاه زمان خيار فسخ بيع را در مجموع مدت قرار داده‌اند ( هر چند در صحت اجاره اشكالى كرده‌اند وليكن اظهر جواز آن است ) در صورت فسخ بيع به رد مثل ثمن ، مستحق وجه اجاره نسبت به زمان ما قبل فسخ مىشود به نحوى كه گفتيم .
151 - سئوال : زيد مقدار معينى ابريشم به صيغهء سلف از عمرو ، مىخرد ، در گيلان . به مدت معينى ، به قيمت معينى . ودر سر موعد ، عمرو تعلل مىكند در دادن ابريشم . ومىآيد به قزوين . وزيد هم مىآيد به قزوين واز أو مطالبهء ابريشم مىكند . عمرو را ممكن نمىشود دادن ابريشم . بنا به اين مىشود كه اجناسى چند ، زيد از عمرو مىگيرد به قيمت معينى . الحال آيا ملاحظهء قيمت اين أجناس را نسبت به قيمت ابريشم در گيلان ، بايد حساب كرد ؟ يا قيمت آن در قزوين . ؟ جواب : شكى نيست در اينكه در بيع سلم ( هر گاه بايع قادر است ) در سر موعد در اداى مبيع ، واجب است اداى همان جنس خاص ، در بلدي كه شرط كرده‌اند تسليم را در آن بلد . يا در بلد عقد بيع ، هر گاه مطلقا شرطي نشده . بنابر مشهور أقوى .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 236 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي