تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
نخوانده‌ايم . پس در اين صورت ظاهر اين است كه دعوى مسموع باشد . ومدعى آن ، بايد اثبات كند . يعنى اينكه مىگويد " بيع معاطات نيست وصيغه [ هم ] نخوانده‌ايم " اثبات كند وبا عجز از اثبات ، قسم متوجه ورثهء عمرو ، مىشود كه صيغه خوانده شده . ولكن ثمرات معاطات مترتب مىشود ، پس نماى ملك مال مشترى مىشود ، مادامى كه فسخ نشده . واين كلام مبتنى بر آن است كه أصل ، در بيع ، لزوم است . وظاهر غالب در استعمال آن ، در مثل املاك ، بيع با صيغه ، است ، نه معاطات . وبيع واقعي است نه فضولي . خصوصا در صورتي كه ورثهء زيد اقرار به جريان صيغه هم كرده باشند وبعد بگويند اقرار ما به صيغه " على رسم القباله " بود . پس با وجود اين مخالفات دعوى ، با قواعد ( خصوصا با آنكه مسبوق است به اقرار مخالف آن ) مستحق اسم مدعى عليه و " منكر " است تا قسم متوجه أو شود . واينكه اين دعوى را مىكند كه رسم القباله بود ، مدعى است . - چنان كه فقها ذكر كرده‌اند - ومجرد اينكه وقوع صيغه خلاف " أصل است ، مقابله با اين ظواهر نمىكند . آيا نمىبينى كه در اقرار به قبض ثمن ، ( يا ادعاى اينكه اقرار [ به ] رسم القباله بود ) قسم متوجه مدعى اقباض است ( - ؟ . ) با وجود اينكه قبض ، خلاف أصل است .
148 - سئوال : محسوب داشتن ثمن بيع سلف از " ما في الذمة " بدون شرط يا قصد به آن . چه صورت دارد ؟ جواب : ظاهر ، صحت است . بلكه اظهر جواز قرار دادن ثمن است از ما في الذمة نيز . وليكن أحوط اين است كه بيع را مطلق به عمل بياورد ، بعد ثمن را از ما في الذمة محسوب دارد . وأحوط از همه حاضر كردن ثمن است 1 .
149 - سئوال : زيد مىفروشد چيزى را به عمرو ، به شرط اينكه ثانيا ، به أو بفروشد به همان قيمت به مبايعه شرطية ، يا به قيمت نازل . چه صورت دارد ؟ جواب : ظاهرا خلافي در بطلان آن نيست .
هامش
1 : اين همان مسئله شماره 101 است كه مطابق فتواى مشهور باطل است ودر مسئله شماره 139 نيز راجع به آن بحث گرديد