جواب : بلى مىتوان خريد . چون الحال مال فقر است .
141 - سئوال - زيد خانه داشته ومنافع آن را به صيغهء " عمرى " به ضعيفه - ما دام
حياتها - وا گذاشته . بعد از آن زيد ارادهء فروختن خانهء مزبور را نموده . وآن ضعيفه منافع
مدت عمرى را با زيد مزبور مصالحه نموده به وجه معينى . ووجه مصالحه را هم اخذ
وقبض نموده . وزيد را مأذون در مبايعهء خانهء مزبوره نموده . زيد نيز خانه را به شخصي
ديگر مبايعه نموده .
در صورت مسطوره ، مبايعهء زيد با شخص مشترى صورت صحت دارد يا نه ؟ - ؟
ومصالحهاى كه ضعيفه با زيد نموده در منافع مدت عمرى - نظر به عدم علم به مدت
عمرى - صحيح است يا نه ؟ - ؟ .
جواب : بيع چيزى را كه كسى به صيغهء عمرى به غير داده باشد ، صحيح است
ولازم است . ( على الأظهر الأشهر ) . مگر در صورت جهل مشترى به عمرى كه در آن
صورت خيار فسخ از براي مشترى هست . واما در صورت علم به حال پس بيع لازم است .
خصوصا در وقتي كه آن غير ، منافع را به مشترى مصالحه كند وبعد از آن مشترى بخرد
آن عين را . يا مصالحه كند منافع را با مالك وبعد از آن مالك آن را بفروشد .
وجهالت منافع به سبب جهالت مدت عمر ، مضر به صلح نيست . خصوصا با وجود
عدم امكان از تحصيل علم . پس بنا بر اين ، هم مصالحهء ضعيفه صحيح است وهم بيع زيد .
142 - سئوال : زيد مبلغ چهار تومان به عمرو ، داده . از قرار " ده دو " ونقد به نقد
بدون بيع شرط ، واجارهء شرعيه .
ومدت چند سال از قرار مرقوم بوده تا آنكه چهار تومان از " ده دو " عايدش شده ،
وچهار تومان أصل ، باقي مانده . بعد از رسيدن به هشت تومان ، زيد چهار تومان أصل را
بيع شرط واجاره قرار داده وحال بيع لزوم يافته .
آيا بيع شرط واجاره صحيح است يا نه ؟ - ؟ وعمرو مشغول ذمهء زيد هست يا نه ؟ - ؟ .
جواب : أصل معامله چون رباى صريح است ، باطل است . وزيد همان مساوى چهار
تومان را طلب دارد از عمرو . وعمرو هم مساوى هشت تومان را طلب دارد از زيد . پس