تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
جواب : مشترى در أصفهان كه مطلع شد بر تقلب ، مسلط است بر فسخ . نه تخيير ما بين فسخ وأرش . زيرا كه اين داخل عيب نيست . وبعد از فسخ ، روناس مال بايع مىشود ، وامانت شرعيه است در دست مشترى . زيرا كه الحال اذن جديدى از مالك در آن حاصل نيست ، وبه اذن شارع در دست أو است . والحال آن در حكم مال جديدى است كه خداى تعالى به بايع عطاء كرده در أصفهان در دست مشترى . مثل اينكه مال بسيارى از تاجرى در دست شخصي باشد در هندوستان ، تاجر بميرد ووارثى داشته باشد در عراق وآن منتقل شود به وارث . اين مال از بابت امانت شرعيه است در دست تاجر . وهر چند از حكم امانت شرعيه اين است كه بايد فورا آن را به صاحب داد ، اگر تأخير كند وتلف شود ضامن است . لكن ظاهر اين است كه مراد ايشان اين است كه بايد فورا تخليهء يد كند ، واگر ممكن باشد فورا به صاحب آن بدهد . واگر ممكن نشود به وكيل خاص يا عام يا ولى أو بدهد . وهر گاه هيچكدام نباشد به حاكم شرع ، واگر ممكن نشود به عدول مومنين بدهد كه نگاه دارند . وهر گاه مؤمن عادلى نباشد ، خود از باب " حسبه " نگاه دارد ( وجواز تصرف حسبتا ، منافاة با عدم [ وجوب ] نگاه داشتن از غير آن ندارد ) واعلام كند به صاحب تا آنچه مأذون كند ، چنان كنند . اما اينكه واجب باشد بر أو مجانا وبلا عوض مبلغى خطير از مال خود خرج كند تا آن را به صاحب برساند ، پس نه . واما اگر امر منحصر شود در اينكه بايد مال را برداشت وآورد ، يا به اذن حاكم يا به مصلحت عدول ، پس آن نيز مجانا لازم نيست . بلكه از همان مال خرج أو مىكنند تا به صاحب برسانند هر گاه مصلحت در اين باشد . وهر گاه مصلحت در ضبط وتنميهء مال باشد ، از باب " ولايت در مال غايب " معمول دارد . وعموم " على اليد ما اخذت حتى تؤدى " شامل اينجا نيست . با وجود 1 اينكه مراد از " تأديه " أعم است از تأديه به صاحب يا هر كي قائم مقام أو است . بلكه
هامش
1 : ودر نسخه : وبا وجود اينكه . ياد آورى مىشود : منظور از اين جمله اين است كه وبر فرض شمول قاعدهء يد ، باز تأديه أعم است از . . .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 172 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي