پس مىگوئيم كه زمين هم متفاوت است بعضي مزارع عظيمه هست كه در عرف نه
ذكر مساحت آن مىشود ونه " بذر افكن " ، ونه وصف به مقدار ، ونه مساحت [ به ] بذر .
بلكه به مشاهده يا وصف في الجملة اكتفا مىشود ، وهيچ ناخوشى ندارد . واما بعضي
قطعات مفروزه كه در بعضي بلاد اهتمام تمام دارند به عمارت آن ، وشمار 1 ريختن در آن .
وبر سر يك من مبذر كمال دقت مىكنند . در آنجا جهالت مقدار ومبذر جزما مضر
است . ومشاهده وتحديد حدود ، وتعيين آن بدون مساحت ( يا ذكر مقدار آن ، كه بگويند
چند جريب يا چند قفيز است ) رافع جهالت نيست .
پس هر گاه در صورت سئوال ، از اين باب زمين بوده وبايع مساحت ومقدار را
نمىدانسته ( هر چند حدود أربعة دادهاند ) بيع صحيح نيست . وهر گاه خود نمىدانسته
ولكن مشترى يا ثالثى وصف آن زمين را به مقدار كردهاند ، وبه اين وصف فروخته وبعد
رؤيت وتأمل خلاف آن ظاهر شود ، هر چند بيع صحيح است ولكن در اينجا خيار ثابت
مىشود از براي بايع .
خواهى نام آن را خيار رؤيت بگذار وخواهى خيار غرر وتدليس .
114 - سئوال : زيد در كاشان " روناس " مىخرد از عمرو ، به شرط آنكه روناس
گلپايگان باشد ( چون بهتر است از روناسهاى جاهاى ديگر ) ومىبرد به أصفهان كه
بفروشد . كاشف به عمل مىآيد كه روناس جاى ديگر بوده . ومبلغى كرايهء چاروادار
وعشر واخراجات راه كشيده . ومشترى از أهل خبره نبوده ، وبايع تقلب وتدليس كرده .
روناس را به أصفهان گذاشته وآمده است به كاشان ، مطالبهء تنخواه خود را مىكند .
بايع مىگويد روناس مرا بياور ورد كن ، تا من تنخواه تو را بدهم ، آيا بايع را مىرسد كه
الزام كند أو را به آوردن روناس ؟ ( با وجود اينكه اخراجات بسيار دارد ) يا نه ؟ وبر فرضى
كه تواند . آيا اخراجات را بايع بدهد يا مشترى ؟ - ؟ وغرامتهاى بردن ، را بايد بايع
بكشد يا نه ؟ - ؟ .
هامش
1 : شمار ريختن : معناى اين اصطلاح ، روشن نگشت . شايد يك اصطلاح كنائى از " بذر ريزى " باشد