تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
بعد شش ماه ديگر بگيرد ، اين معلوم نيست كه داخل بيع دين به دين باشد . چون در حال بيع آن گندم دين نبوده بلكه به سبب بيع ، دين مىشود به گردن أو كه بعد از بيع به ذمهء أو قرار مىگيرد ودين مىشود . وحرمة آن معلوم نيست . وشايد در قسم چهارم توضيح اين مطلب بشود . واما قسم سوم : كه بيع نسيه است . كه عبارت از اين است كه متاعي را بفروشد به قيمت معين كه آن قيمت را بعد انقضاى مدت بگيرد . وبايد كه مدت باشد . وقابل زياد وكم نباشد . مثل روز تمام ، ويك ماه ، ويك سال . واطلاق ماه وسال ، به هلالي منصرف مىشود . وتحديدى از براي مدت در شرع نيست ( على الأشهر الأظهر ) نه در جانب أقل ونه أكثر . پس جايز است نسيه فروختن به مدت هزار سال . هر چند " علم عادى " حاصل باشد كه آن شخص هزار سال عمر نمىكند . واز ابن جنيد قولي نقل شده به اينكه زيادة از سه سال جايز نيست . وآن قول ضعيف است ، ومستندى كه از براي آن ذكر كرده‌اند ، دلالت بر مذهب أو ندارد . وسند آن هم اعتباري ندارد . ومدلول آن اين است كه بيش از دو سال جايز نيست . وبه هر حال بر [ خلاف ] اخبار وأقوال علما است وطرح آن لازم است . وبعضي احتمال حمل بر تقيه داده‌اند . واما هر گاه مدت را معين نكنند ، بيع باطل مىشود . به سبب جهالت وغرر . وخصوصا كه در جانب مبيع هم جهالت حاصل مىشود . چون اجل [ را ] قسطى از ثمن مىباشد . ودر معنى عدم تعيين مدت است شرط كردن مدتي كه قابل زياد وكم است . مثلا آمدن حاج ، يا رفع محصول . وهمچنين ، هر گاه لفظ مشتركى بگويد مثل ماه ربيع ، يا جمادى ، يا روز جمعه . وبعضي در اين مثال‌هاى أخير حمل بر ربيع أول ، يا جمادى أول ، يا جمعه أول ، مىكنند چون مسمى به آن حاصل مىشود . واين در وقتي خوب است كه اين مسئله را بدانند كه هر گاه اطلاق كنند منزل مىشود بر اولين اين ماه‌ها وروزها . هر گاه اين معنى را ندانند وقصد معنى را نكنند