تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
جهالت رجوع مىكند به خالد ، در غرامتى كه كشيده .
87 - سؤال : چند نفر بقال مىروند به كاروان سرا ، ويك خروار ميوه ، قپان مىكنند . وقيمت را معين مىكنند . ونفعي از براي آن تصور مىكنند . وبعد از آن بعضي از آنها حصهء ربح بعضي را به أو مىدهد وميوه را بر مىدارد . صحيح است يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر گاه همهء آنها شريك مىشوند وبه اجتماع مىخرند ووزن مىكنند ، وبعد از آن احدى از آنها حصهء ديگرى را مىخرد به ربحى ، جايز است بعد از قبض بدون كراهتى . وقبل از قبض نيز با كراهت .
88 - سؤال : زيد ملك بلا مالكي را فروخت به عمرو ، ودر عوض الاغى گرفت . وبعد الاغ را فروخت به بكر ودر عوض ملكي از بكر گرفت . بعد معلوم شد كه بيع أول فاسد است . آيا بيع دوم نيز فاسد است ؟ يا صحيح است وبايد ملك عوض الاغ را با اجرت المثل به صاحب الاغ رد كند - ؟ . جواب : ملك بلا مالك مال امام است . هر گاه مجتهد عادلى مصلحت داند كه اجازه كند آن بيع را ، وبيع ما بعد را هم ، ملك قيمت الاغ هم بايد به مصرف مال بلا مالك برسد . كه اظهر وجوه در آن ، تقسيم به فقر است . وأحوط از آن تصدق به فقراى بلاد است . الأحوج فالا حوج . واگر كسى اجازه نكرد ، آن بيع أول باطل است . وبعد از بطلان آن ، پس اگر عمرو جاهل بوده به اينكه مال غير است ، يا عالم بوده ولكن زيد ادعا كرد كه من به اذن مجتهد ، يا بر وجه صحيح مىفروشم ، در اين صورت رجوع مىكند به الاغ خود ، وچون الاغ را زيد فروخته ودر حكم تلف است ، پس اگر خواهد اجازه كند بيع الاغ را وملك قيمت الاغ را صاحب شود وأجرة المثل أيام تصرف را هم بگيرد . واگر نخواهد ، بيع الاغ باطل مىشود وملك به صاحب خود بر مىگردد والاغ [ را ] اگر باقي است به عمرو ، مىدهند ، والا زيد غرامت آن را ومنافع آن را به عمرو مىدهد . واگر عمرو عالم بوده به اينكه زيد غاصب است . وكسى هم اجازه نكند . بيع باطل است . واظهر اين است كه در صورت بقاى الاغ ، رجوع به الاغ خود مىكند . ولكن چون
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 123 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي