اين حكم ، مثل امام عادل دانستهاند . يعنى به جهت تسهيل امر شيعيان ، تصرفات
ايشان 1 را نسبت به شيعيان ممضى داشتهاند .
ودر سلاطين جور شيعه اشكال عظيم است . 2
هامش
1 : يعنى : تصرفات ايشان را در أراضي خراجيه وبيت المال ممضى داشتهاند تا شيعيان بتوانند سهم خويش را
بگيرند ويا با آنان معامله كنند .
2 : نظر به اينكه مرحوم ميرزا ( قدس سره ) در اين مسئله لفظ " عظيم " را تكرار فرموده است لازم دانستم
خوانندگان محترم را در جريان تاريخي اين مسئله در طول تاريخ فقه شيعه قرار دهم . هم از ديدگاه سيرهء
عملي فقها وهم از نظر فتواهاى آنان :
الف : سيرهء عملي : اولين حكومت شيعي در عصر فقها ، دولت نسبتا مستعجل " صفاريان " - 290 ، 254 ها ق -
است كه اطلاع مشخصى از چگونگى بر خورد فقها ، با آنان در دست نيست .
دومين حكومت شيعي در دولت " بنى حمدان " - 369 ، 281 ها ق - است كه با همت حمدان بن حمدون
در موصل تشكيل گرديد وتوسط أبو الهيجاء عبد الله بن حمدون ، حسن ناصر الدولة ، على سيف الدولة ،
سعد الدولة تداوم پيدا كرد دانشمندان شيعه وسنى وحتى مسيحي بسيار در زير حمايت وتشويق اين
خاندان پرورش يافتند وآثار فراوان علمي در رشتههاى مختلف از اين نهضت فرهنگى به جاى مانده .
محدثين وفقهاى شيعي از حمايتهاى سياسي - اجتماعي اين خاندان برخوردار بودند ليكن از
بر خورد فقهى فقهاء ، با آنان اطلاع روشنى در دست نيست . ولى از نظر سيره ورفتار ، همه علماى شيعه
ميانه خوبى با آنان داشتند .
خلفاى فاطمى مصر : خلافت فاطمى از 297 تا 567 در مصر تداوم داشت با اينكه شيعه إسماعيلي
وهفت امامي بودند مرحوم سيد رضى بر وجود آنها مىبالد :
احمل الضيم في بلاد الا عادى - وبمصر الخليفة العلوي
من أبوه أبى ومولاه مولاي - إذا ضامنى البعيد القصى
لف عرقى بعرقه سيد الناس - جميعا محمد وعلى
معروف است كه وى هر گونه هبه وهديهاى از جانب خلفاى عباسى ( جاير مخالف ) را رد مىكرد وخلفا
فاطمى را به رخ آنان مىكشيد .
ديلميان : در عضو ديلميان حوزه درس شيخ مفيد در بغداد به رواج كامل رسيد وشخصيتهائى مانند
سيد رضى وسيد مرتضى وشيخ طوسي در مكتب أو پرورش يافتند با اينكه عضد الدولة پدر سيد رضى وسيد
مرتضى را در قلعهاى در فارس زندانى كرده بود باز سخن وكلامي كه حاكى از تضعيف دولت
آل بويه باشد
از فقهاى ياد شده در دست نيست . وبي ترديد همه آنان از كمكهاى مالي آل بويه برخوردار
بودند . بطورى
كه به محض اينكه قدرت ديلميان در بغداد با أفول مواجه مىشود كتابخانه مكتب مفيد را آتش مىزنند
وشيخ طوسي بناچار به نجف اشرف منتقل مىشود .
سلطان محمد خدا بنده مغول : علامه حلى در دربار وى حاضر مىشد وحوزه علميه حله ، از كمكهاى
مالي أو استفاده مىكرد .
سربداران : مرحوم شهيد أول نه تنها حكومت آنان را تجويز وتأييد مىكرد بل بوسيلة كتاب " لمعه "
كه صرفا براي آنان نوشت ، حكومتشان را تثبيت كرد ودر حقيقت جان خود را نيز در راه اين نهضت شيعي
گذاشت . لمعه را در زندان ودر عرض هفت شبانه روز نوشت وبه سربداران فرستاد .
صفويه : با ظهور دولت صفويه ، شهيد ثاني در لبنان دستگير شد وبه شهادت رسيد ، بررسى تحقيق
نشان مىدهد كه شهادت أو ارتباطي با دولت جوان صفوى داشته است مانند شهادت شهيد أول كه در
ارتباط با دولت سربداران بود دولت صفوى در 906 ها ق تأسيس شده وشهيد ثاني در 911 ها ق شهيد
شده است .
محقق كركى حكومت شاه طهماسب را رسما وبا سند كتبي تنفيذ نمود . رضى الدين ابن جامع
الحارثي الهمداني العاملي النجفي با آن مقام علمي بالا ، سمت قضاوت را در حكومت شاه عباس ، داوطلبانه
پذيرفت . علماى عصر صفوى از قبيل مير داماد ، شيخ بهائى ، وپدرش ، علامه مجلسي وپدرش ، شيخ حر عاملي
و . . . و . . . همگى عملا با دولت همكارى مىكردند .
ب : از نظر فتوى : علماى متقدم در اين مسئله معمولا به شكل " مطلق " فتوى دادهاند وفرقى ميان
" جاير مخالف " و " جاير از شيعه " قائل نشدهاند . مانند :
شيخ در باب مكاسب از كتاب نهاية مىگويد : ولا باس بشراء الأطعمة وساير الحبوبات والغلات على
اختلاف أجناسها من سلاطين الجور وان علم من أحوالهم انهم يأخذون مالا يستحقون ويغصبون ما ليس لهم
ما لم يعلم شيئا من ذلك بعينه غصبا .
وهمچنين محقق در " شرايع " وعلامه در " منتهى " و " قواعد " . وشهيد در " حاشية قواعد " ونيز در
" شرح ارشاد " . ونيز در " دروس " . وفاضل مقداد در " تنقيح شرح نافع " . وسايرين مانند شيخ بطور مطلق
وبدون تفصيل ميان مخالف وشيعي ، سخن گفتهاند .
گويا اولين شخصي كه به اين موضوع اشاره كرده شهيد ثاني است كه ميرزا در مسائل گذشته جملهء
" وكذالجاير منا " را از وى نقل كرد با اينكه در اين جمله هر دو جاير مشمول يك حكم شدهاند ليكن طرح
مسئله راه را براي باصطلاح " ان قلت " باز كرده است .
در حالي كه خود شهيد ثاني در موارد ديگر درست مانند فقهاى نامبرده فوق ، كلام را به طور مطلق
آورده است . در مكاسب محرمهء شرح لمعه مىگويد ( ومعونة الظالمين بالظلم كالكتابة لهم واحضار المظلوم
ونحوه لا معونتهم بالاعمال المحللة كالخياطة وان كره التكسب بماله " ودر مورد غنيمة در عصر غيبت
مىگويد " . . . لكونه مغنوما به غير اذنه الا انهم عليهم السلام اذنوا لنا في تملكه كذلك " - شرح لمعه فصل
بيع الحيوان - . ودر " احياء الموات " مىگويد " هذا مع حضوره واما مع غيبته فما كان بيد الجاير يجوز المضي
معه " ومرحوم فاضل تونى فورا در حاشية نوشته است :
" اى المخالف " .
اختلاف نظري كه صورت مشخصى به خود بگيرد ومسئله " جاير مخالف وجاير شيعه " را تحت بحث
مستقيم قرار دهد ( به طورى كه به عنوان يكى از مسائل شناخته شده مورد اختلاف فقها مطرح گردد وبدين
شكل شناخته شود ) تا زمان مرحوم محقق كركى معروف به محقق ثاني ، نبود .
پس از آنكه وى با حكومت صفوى مرتبط گرديد ودر تثبيت آن دولت كوشيد مرحوم فاضل قطيفى بر
عليه أو بر آشفت ورفتار محقق را سخت به زير سئوال برد ورساله ( يا رسالهها ) بر عليه أو نوشت كه محقق نيز
متقابلا پاسخ مىداد تا منجر به تدوين رساله " قاطعة اللجاج في حل الخراج " به قلم محقق گشت .
مرحوم كركى در اين رساله مستقيما به فاضل قطيفى پاسخ مىدهد وبا اسلحه استدلال سخت به وى
حمله مىكند . روايات باب را بررسى مىكند سنت وسيره علما را از سيد رضى وسيد مرتضى وشيخ و . . .
شرح مىدهد . فتواها را نقل مىكند . چون اين رساله در پاسخ مرحوم قطيفى نوشته شده بي ترديد مطابق
سخنان وى پاسخ داده شده وجالب اين است كه سياق كلام در اين رساله نيز همان سياق " اطلاق " است
وسخنى از جاير شيعه وجاير غير شيعه به ميان نيامده . اين أصل ، بيانگر اين است كه در اين در گيرى
اجتهادي ( كه شديدترين وبىمانندترين درگيرى در ميان دو مجتهد متقى ودانشمند است ) نيز جريان
استدلال در همان صورت " مطلق " بودن است .
وجالب تر اينكه محقق كركى در اين پاسخها به همان روند عمومى وجريان شناخته شدهء بحث در طول
تاريخ فقه ، اكتفاء مىكند . يعنى صورت خاصي به مسئله نمىدهد مثلا نمىگويد " من حكومت صفويه را
تنفيذ مىكنم بنابر اين حاكميت آنها مشروع مىشود " . همانطور كه سيد رضى نسبت به فاطميون . وعلامه
حلى نسبت به سلطان محمد خدابنده . وشهيد أول نسبت به سربداران . بدون اينكه تنفيذ كنند وحكومت
آنان را از چهره " جاير " در بياورند هم كمكشان مىكردند وهم تصرفات آنان را در أمور مالي بيت المال
( دستكم ) با تصرفات جاير غير شيعي ، يكى مىدانستند . پس از ديگرى مذكور ، مذكور مسئله جاير شيعي وجاير
غير شيعي به عنوان يك موضوع شناخته شده مطرح گرديد . وباصطلاح اثرى از آثار دولت صفوى است .
در هر صورت ، اگر مرحوم ميرزا تنها به جملهء " خلاف هست " اكتفاء مىكرد جاى سخنى نبود زيرا
نمىتوان در مسئله ادعاى اجماع كرد ليكن لفظ " خلاف عظيم " بارى از معنى دارد كه بر ترديد قابل
اشكال است