جواب : اما درخت خرما ، پس هر گاه طلع آن نمايان شود وهنوز " تأبير " نشده
بفروشند ، ثمر مال مشترى است . وگويا خلافي در آن نباشد . واما هر گاه بعد " تأبير "
بفروشد ثمر مال بايع است . على الأشهر الأظهر . مگر اينكه شرط كنند كه از براي
مشترى باشد . وتأبير آن است كه طلع نخل مادة را مىشكافند واز طلع نخل نر ، بر آن
مىپاشند ، تا ميوهء آن خوب شود ، وظاهر اين است كه اين حكم مختص بيع ، باشد . پس
هر گاه درخت خرمائى را به " صداق " زوجهء خود كند يا در عوض " خلغ " داده شود يا به
" صلح " منتقل شود يا غير آن ، حكم آن حكم ساير درختها است . كه مادامى كه ظاهر
نشده ، ثمر آن مال آن شخص است كه به أو منتقل مىشود . وبعد از ظهور طلع آن
( هر چند تأبير نشده است ) هر گاه نقل كنند به يكى از اين عقود ، مال ناقل است .
على الأظهر الأشهر .
واما حكم ساير درختهاى ميوه : پس هر گاه بيع قبل از ظهور ميوه واقع شود ، ميوه
مال مشترى است ، وهر گاه بعد از ظهور است مال بايع است ، مگر با شرط اينكه مال
مشترى باشد ، وظاهر اين است كه مجرد شكوفه ، كافى نيست ، بلكه بايد خود ميوه
ظاهر شود . . هر چند بسيار كوچك باشد . بلى ، در مثل گل سرخ وأمثال آن كه ثمر آن كه
به آن منتفع مىشوند ، غالبا همان گل است . پس ظهور غنچه در آن ، كافى است . هر چند
هنوز وا نشده باشد . ودر اين صورت گل مال بايع است . مگر با شرط .
واما درخت پنبه : پس ظهور گل تنها كافى نيست بلكه بايد خوب " جوزق " آن ظاهر
شود . وهمين كه جوزق آن ظاهر شد وفروخت ، درخت آن جوزق مال مشترى است .
هر چند جوزق آن شكفته باشد . على الأشهر الأظهر .
80 - سؤال : هر گاه كسى صد توپ چيت عمل بروجرد ، از كسى خريده كه هر
توپى هشت عدد پشتى باشد . وصيغه به لفظ عربى نخوانده . وچند عدد آن را رؤيت
كرده وباقي را رويت نكرده . وآنها را به زرع در نياورده . وملاحظه اين نكرده كه آيا از
براي پشتى خوب است يا نه ، وعرض وطول اندازه پشتى را بر أو نكرده وهمه را در بار
بسته وروانهء بغداد نموده ، ومبلغى به گمرك وعشار داده ، وبعد از آنكه در بغداد آنها