چه اينكه واقعا آن زن ، در غياب همسر خود به او خيانت كرده بود و غرض وى از عدم خيانت به يوسف عليه السّلام هنگامى بوده است كه آن حضرت در زندان بوده و او جز حقيقت را دربارهء داستان خود با آن حضرت نگفته است . كسانى هم كه جمله
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
« 1 » را سخن يوسف مىدانند ، عبارت
أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ
« 1 » را در مورد عزيز مصر دانستهاند . اين تأويل مطابق با ظاهر آيات بوده ، گسستگى را ايجاب نمىكند .
سؤال : اگر او نزد عزيز و ساير درباريان بىگناه و مبرّا از هر قبيحى بوده است ، چرا زندانى شد ؟
پاسخ : مىگويند علّت اين كار ( زندانى كردن يوسف عليه السّلام ) به خاطر مخفى داشتن كار آن زن و جلوگيرى از رسوايى و بىآبرو شدن وى نزد همگان بوده است . و آيهء :
ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ
« 2 » نيز درستى اين سخن را گواهى مىدهد .
پاسخ ديگر : اينكه « همّ » « 3 » را به معنى : اراده كرد ، دانسته ، تقديم و تأخيرى را در متن آيه ، درنظرگيريم . خلاصه فرض اين تأويل و چنين خواهد بود : و لقد همّت به و لو لا أن رأى برهان ربّه لهمّ بها ( او [ زليخا ] قصد سوئى عليه آن حضرت كرد و اگر آن حضرت برهان پروردگارش را نمىديد ، آهنگ او را مىنمود . ) نظير چنين تأويلى در زبان عربى به چشم مىخورد ، به عنوان مثال مىگويند : قد كنت هلكت لو لا أن تداركتك ، و قتلت لو لا أنّي قد خلّصتك ، يعنى : تو به هلاكت رسيده بودى ، اگر به فريادت نمىرسيدم و كشته شده بودى ، اگر رهايت نكرده ، نجاتت نمىبخشيدم ؛ در حالى كه كشته شدن و مردنى رخ نداده است .
شاعرى مىگويد :
و لا يدعني قومي صريخا لحرّة * لئن كنت مقتولا و يسلم عامر « 4 »
هامش
( 1 و 1 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 51 - 53 . همسر عزيز [ مصر ] گفت : اكنون حق آشكار شد ، من بودم كه او را بهسوى خود خواندم و او ( يوسف ) از راستگويان است . تا او بداند من در غياب او به او خيانت نكردم و بداند كه خدا نيرنگ خائنان را رهبرى نمىكند . من هرگز خويش را بىگناه نمىدانم . زيرا نفس [ سركش ] بسيار به بديها فرمان مىدهد .
( 2 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 35 . پس ازآنكه نشانههاى ( پاكى يوسف ) را ديد تصميم گرفتند او را تا مدّتى زندانى كنند .
( 3 ) - پيش از اين دربارهء معنى « همّ » ، موضوع آيهء 24 سورهء يوسف ، به تفصيل سخن گفته شده است . - م .
( 4 ) - اگر من كشته مىشدم و عامر سالم مىماند ، قومم نمىگذاشتند كه به فرياد زن آزادهاى برسم . ( كه جواب شرط مقدّم شده است ) .