تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
آن دو قصد مشتركى داشته‌اند . و ما با استناد به آيات پيشين و روايت نقل شده ، ارادهء زليخا را ، ارادهء به زنا معرفى كرديم . زيرا اسناد ارتكاب قبيح به وى ممكن مىباشد در حالى كه در مورد يوسف عليه السّلام چنين چيزى وجود نداشته ، آن حضرت از امكان نسبت دادن چنين زشتيهايى ، مبرّاست . آيات ديگر نيز صحت اين تأويل و فسادطلبى زليخا را مىنماياند اين آيات عبارتند از :
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 1 »
وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ
« 2 » و آيه‌هاى ديگرى كه به نقل از زليخا فرموده است : نظير
الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
« 3 »
قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ
« 4 » و روايات نقل شده نيز گواه آن هستند كه وى [ زليخا ] ارادهء گناه و عمل زشت نموده بود در حالى كه دلايل عقلى ذكر شده نشان مىدهد اسناد چنين نسبتهايى به آن حضرت روا نيست و ما در آغاز كتاب به‌طور كامل اين مسئله را بررسى نموديم و در توضيح آنچه كه در قرآن آمده و نشانگر آن است كه حضرت يوسف عليه السّلام ارادهء گناه و قبيحى نكرده است و استناد به اين آيات ، ضرورى است [ از جمله : ]
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ
« 5 » و آيهء
ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ
« 6 » زيرا اگر آن حضرت عليه السّلام ، به گمان نادرست نادانان ، آهنگ انجام گناهى داشت امّا در نهايت لباس خود را پوشيد ؛ سخنان ناروايى كه به ايشان نسبت داده‌اند درست بود ، « سوء » و
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 30 . گروهى از زنان شهر گفتند همسر عزيز جوانش ( غلامش ) را به‌سوى خود دعوت مىكند و عشق اين جوان در اعماق قلبش نفوذ كرده است . ما او را در گمراهى آشكار مىبينيم . ( 2 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 23 . و آن زن كه يوسف در خانه او بود ، از او تمنّاى كام‌جويى كرد . ( 3 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 51 . ( همسر عزيز گفت ) : الآن حق آشكار شد . من بودم كه او را به‌سوى خود دعوت كردم . او ( يوسف ) از راستگويان است . ( 4 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 32 . ( همسر عزيز ) گفت : اين همان كسى است كه به خاطر ( عشق ) او مرا سرزنش كرديد ( آرى ) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد . ( 5 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 24 . اين‌چنين كرديم تا بدى و فحشاء را از او دور سازيم . ( 6 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 52 . اين سخن را به خاطر آن گفتم تا بداند كه من در غياب به او خيانت نكردم .