و ديگر مىگويد :
فلا يدعني قومي ليوم كريهة * لئن لم اعجّل طعنة أو أعجّل « 1 »
كه در هر دو بيت جواب ، « لئن » ( حرف شرط ) پيش از آن آمده است . البتّه عدهاى هم مقدّم شدن جواب « لو لا » را برآن بعيد دانسته ، مىگويند : اگر چنين تقدّمى درست بود ، جايز بود كه گفته شود : ( قام زيد لو لا عمرو / زيد برخاست اگر عمرو نبود ) يا ( قصدتك لو لا بكر / نزد تو مىآمدم ، اگر بكر نبود ) ، [ كه البته چنين عباراتى در ميان عرب رايج نيست ]
ما جايز بودن تقديم جواب « لو لا » را برآن با ذكر مثالها و شاهدهايى ثابت كرديم و گفتيم چهبسا كسى به جاى « لو لا كذا و كذا قد كنت قمت » ، « قد كنت قمت لو لا كذا و كذا » « 2 » يا عبارتى مانند آن را بگويد كه از اين نظر شبيه آيهء مورد بحث مىباشد .
ديگر اينكه در آيهء شرط [ جمله شرط ]
لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
« 3 » وجود دارد و چگونه با حصول ( وجود ) شرط مىتوان آن را مطلق ( غير مقيد ) دانست ؟
آنان نمىتوانند جواب « لو لا » را محذوف بدانند زيرا ذكر جواب بهتر بوده ، مقدم نمودن آن دور تر از حذف كامل آن نيست . و اگر نزد ايشان ، حذف ، براى پيشگيرى از مقدم شدن جواب جايز باشد ، براى غير ايشان هم مقدّم داشتن جواب براى پيشگيرى از محذوف دانستن آن ، روا خواهد بود .
سؤال : « برهان » ى كه يوسف عليه السّلام آن را ديد و به سبب آن از ارتكاب گناه بازداشته شد ، چه بوده است ؟ آيا درست است كه « برهان » بنا به برخى روايات صورت حضرت يعقوب عليه السّلام باشد در حالى كه آن حضرت انگشت را به دندان مىگزيد و او را از نزديك شدن به گناه بازداشت و تهديد مىكرد ؟ يا بنا به برخى روايات ديگر ، فرشتگان آن حضرت را ندا كرده از او خواستند كه دست از آن گناه بردارد ؟
هامش
( 1 ) - اگر من زودتر به او طعنه ( ضربه نيزه ) نمىزدم ، قومم مرا براى روز سختيشان باقى نمىگذاردند . ( كه جواب لئن « شرط » مقدم شده است ) .
( 2 ) - برخاسته بودم اگر چنين و چنان نبود . ( مؤلف قصد دارد ثابت كند مقدّم شدن جواب لو لا ( حرف شرط ) برآن - يعنى عمل به خلاف قياس رايج - ممكن است و غلط به حساب نمىآيد به عبارتى اين كار نادر است و غلط نيست . م )
( 3 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 24 . اگر برهان پروردگارش را نمىديد .