تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
اگر گفته شود : چنين پاسخى ايجاب مىنمود واژهء « لو لا » « 1 » ( اگر نبود ) ، پيش از جمله ذكر شود . و فرض ( تقدير ) جمله در آن صورت : لو لا أن رأى برهان ربّه لهمّ بضربها » يعنى : اگر مشاهدهء برهان پروردگارش نبود ، ارادهء زدن او را مىكرده بود ؛ زيرا مقدّم شدن جواب « لو لا » برآن قبيح ( زشت ) است يا لازم مىنمود كه « لو لا » بدون جواب باشد . مىگوييم : مقدّم شدن جواب « لو لا » برآن جايز و داراى كاربرد است . به زودى نيز اختصاصا به پاسخ اين اشكال خواهيم پرداخت اگرچه بدان نيازى نبوده و اراده بر تنبيه و زدن او [ زليخا ] از جانب يوسف عليه السّلام واقع گرديده است . امّا آن حضرت با مشاهدهء « برهان » پروردگارش دست از آن بازداشته و فرض كلام چنين بوده است : « و لقد همّت به و همّ بدفعها لو لا أن رأى برهان ربّه لفعل ذلك » يعنى : او قصد وى ( يوسف ) را نمود و آن حضرت نيز ارادهء راندن و دور كردن او از خود را كرد و اگر برهان پروردگارش را نمىديد ، قطعا چنين مىكرد . بنابراين جواب « لو لا » محذوف است . نظير آيهء :
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
« 2 » به معنى : اگر لطف و مهربانى خداوند نسبت به شما نبود و اگر رأفت و رحمت او وجود نداشت [ هلاك شده بوديد ] و همانا خداوند مهربان و بخشنده است . يا آيه
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ
« 3 » . چنان‌كه مشاهده مىشود در هر دو آيه جواب « لو » و « لو لا » محذوف و مقدّر است . به عنوان مثالى ديگر ، امرؤالقيس مىگويد :
فلو أنّها نفس تموت سويّة * و لكنّها نفس تساقط أنفسا « 4 »
هامش
( 1 ) - « لو لا » حرفى است كه پس از يك جملهء اسميه و پيش از يك جملهء فعليه قرار مىگيرد تا عدم امكان وقوع جملهء فعليه را به سبب جملهء اسميهء نخست ، نشان دهد . نظير آن‌كه مىگوييم : لو لا زيد ( موجود ) لأكرمتك ، يعنى : اگر زيد نبود تو را اكرام مىكردم ( امّا به دليل وجود او نمىتوانم تو را اكرام كنم ) . سخن در اينجا بر سر آن است كه چرا بنا به قواعد نحوى « لو لا » پيش از يك جملهء اسميه و سپس يك جملهء فعليه قرار نگرفته است . - م . ( 2 ) - نور ( 24 ) آيهء 20 . ( در اينجا و نمونه‌هاى بسيار ديگر جواب « لو لا » به سبب وجود قرينه ، حذف شده است . ) ( 3 ) - تكاثر ( 102 ) آيهء 5 - 6 . اگر به يقين مىدانستيد [ در دنيا با يكديگر به رقابت نپرداخته و به آن حرص نمىورزيديد ] دوزخ را مىديديد . ( 4 ) - اگر او روحى داشت كه چون ديگران مىمرد ، امّا او روحى دارد كه جانهايى را به هلاكت مىافكند . ( چنان‌كه در اين بيت مشهود است ، جواب « لو » ، يعنى جمله : بىشك تمام شد . ، فنا مىيافت ، مقدّر يا محذوف است ) .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 94 | الشريف المرتضى / رحيمى