مقتضى اختلاف معناست .
از معانى ديگر « همّ » ، ( مقاربه / نزديكى ) است . « همّ بكذا أو كذا » يعنى نزديك بود اين يا آن كار را انجام دهد .
ذو الرّمه در اين معنى سروده است :
أقول لمسعود بجرعاء مالك * و قد همّ دمعي أن يلجّ أوائله « 1 »
كه چون نسبت ( عزم / اراده ) به ( الدّمع / اشك ) درست نمىباشد نتيجه مىگيريم كه « همّ » را به معنى نزديك شد ، به كار برده است .
ابو الاسود دؤلى نيز مىگويد :
و كنت متى تهمم يمينك مرّة * لتفعل خيرا تقتفيها شمالكا « 2 »
و با استناد به اين معنى ، « يريد » در آيه :
جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ
« 3 » به معنى ( يكاد / نزديك بود ) حمل شده است .
حارثى در همين معنى گفته است :
يريد الرّمح صدر أبي براء * و يرغب عن دماء بني عقيل « 4 »
« علاقهء شديد » ، « گرايش قلبى » نيز از معانى « همّ » مىباشد . عربزبانان دربارهء آنچه كه دوست داشته و ميلشان بدان باشد ، مىگويند : ليس هذا من همّي و هذا أهمّ الأشياء إليّ يعنى : علاقهاى به اين ندارم و اين دوستداشتنىترين چيزها نزد من است .
بنابراين به كار بردن واژهء « همّ » به جاى ( الشّهوة / ميل و علاقهء شديد ) ، از نظر لغوى اشكالى ندارد . بهعلاوه ، اين تأويل از حسن بصرى نيز نقل شده است ، او مىگويد : علاقهء او [ زليخا ] پليدترين دوستىها و ميل بود و ميل وى [ يوسف ] همان گرايش به زن است كه هر مردى بدان سرشته شده است .
با ذكر اين معانى و با وجود گستردگى مضمون اين واژه ، سزاوار نيست كه عزم بر قبيح
هامش
( 1 ) - به مسعود در بيابان خشك مالك مىگويم ، در حالى كه نزديك بود اوايل اشكم پاى فشرد ( جارى شود ) .
( 2 ) - تو چنان بودى كه چون دست راستت نزديك بود خيرى را انجام دهد ، دست چپت آن را پيروى مىكرد .
( 3 ) - كهف ( 18 ) آيهء 77 . ( خضر و موسى عليهما السّلام ديوارى را ديدند كه نزديك بود فروريزد . . . ( در اين آيه نيز « يريد » ( مىخواست ، اراده مىكرد ) را به معنى « نزديك بود » دانستهاند و اين واژه « يريد » از نظر معنى به « همّ » كه در اينجا مورد بحث است نزديك است . - م ) .
( 4 ) - نزديك است كه نيزه به سينه ابو براء نشسته ، از ريختن خون فرزندان عقيل ( بنى عقيل ) بيزارى جويد .