و فضّل مرداسا على النّاس حلمه * و إن كلّ همّ همّه فهو فاعله « 1 »
حاتم طائى نيز گفته است :
و للّه صعلوك يساور همّه [ همّه ] * و يمضي على الأيّام و الدّهر مقدما « 2 »
2 ) از معانى ديگر « همّ » ، خطور كردن چيزى به ذهن بدون ارادهء آن است . چنانكه خداوند متعال فرموده است :
إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما
« 3 » به اين معنى كه « فشل » ( شكست خوردن ) به ذهنشان خطور كرد زيرا اگر منظور از « همّت » اراده كردند مىبود ، خداوند اعلان ولايت به ايشان نمىنمود . و در آيهء ديگرى مىفرمايد :
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
« 4 » از طرفى ، ارادهء گناه ، همچون اصل آن ، گناه شمرده مىشود . حتّى گروهى معتقدند كه تصميم گناه كبيره ، خود يك گناه كبيره و اراده كردن گناه صغيره ، گناهى صغيره و آهنگ كفر ، كفر است .
بنابراين روا نيست كه خداوند متعال ، كسى را كه قصد فرار از يارى پيامبر و اسلامش را داشته است ، دوست بدارد .
سرودهء كعب بن زهير نيز شاهدى صادق بر اين معنا است :
فكم فيهم من سيّد متوسّع * و من فاعل للخير إن همّ او عزم « 5 »
ملاحظه مىشود كه او « همّ » و « عزم » را متفاوت با يكديگر مىداند و ظاهر متفاوت ،
هامش
( 1 ) - بردبارى مرداس او را بر همهء مردم برترى بخشيده بود اگرچه او هر تصميمى را كه مىگرفت نيز انجام مىداد ( در اين بيت از باب مدح شبيه به ذمّ دو صفت پسنديده ، يعنى بردبارى و عمل به اراده يا قدرت در انجام مقصود را به مرداس نسبت داده است . )
( 2 ) - آفرين بر صعلوكى ( عيّارى ) كه بر مركب همّتش مىجهد ( سوار مىشود ) و متهوّرانه با روزها و روزگار به پيش مىرود .
( آفرين بر صعلوكى كه همّتش بلند و پوياست و متهوّرانه با روزگار به پيش مىرود ) .
( 3 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 122 . بهياد آور آنگاه را كه دو گروه از شما ( ناخودآگاه ) تصميم گرفتند سستى نشان دهند و خداوند پشتيبان آنان بود .
( 4 ) - انفال ( 8 ) آيهء 16 . و هركس در آن هنگام به آنان پشت كند مگر درصورتىكه هدفش كنارهگيرى از ميدان براى حملهء مجدّد يا به قصد پيوستن به گروهى ( از مجاهدان ) بوده باشد ( چنين كسى ) گرفتار غضب پروردگار خواهد شد و جايگاه او جهنّم است و چه بد جايگاهى است .
( 5 ) - چه بسيار سروران متمكّنى كه در ميان ايشانند و چه بسيار انجامدهندگان نيكى ، كه ناخودآگاه ميل بدان ( خير ) كنند يا آگاهانه قصد آن نمايند . ( چنانكه مشاهده مىشود شاعر براى « عزم » معنايى جز « همّ » را در نظر گرفته و آن دو را در كنار هم آورده است در حالى كه اگر به يك معنى بودند عطف آن دو به يكديگر جايز نبود . م )